تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
و صاحب مهذّب الدين در عقب جهت افتتاح ابواب مصالحت روانه گشت و خلايق از مسارب و مهارب بيرون آمدند صاحب شمس الدين و ساير اكابر روم عزم مراجعت مصمّم كردند اما بسبب ابطلى كه رفته بود و مجالى كه هرآينه حسّاد يافته باشند و اكراد و اتراك كه بر راه بودند انديشه مىكرد ملك مسعود صاحب آمد را دعوت كرد و در صحبت وى تا بملطيه آمدند چاولى چاشنىگير بقدوم صاحب استبشار نمود و از استصحاب ملك مسعود بنابر نحوس و دبرى كه ملازم او بود منع كرد صاحب شام ابى حسام چوبان ملطى را به خدمت او فرستاد كه درين وقت در مملكت فترت ظاهر شد و محقّق نيست كه از پردهء غيب چه روى خواهد نمود مصلحت آنست كه ملك باز گردد و چون صاحب بخدمة سلطان رسيده باشد و حال باز نموده از خدمت سلطنت باستدعاء ملك مثال رسد و اقطاع معيّن شود چون ملك مسعود اين پيام استماع كرد زبان بعتاب دراز كرد و نادم و سادم از راه آبلستان بشام معاودت نمود و صاحب به خدمت درگاه سلطان توجّه فرمود و چاشنىگير پيشتر فرستاده بود و از قدوم صاحب خبر داده و ذكر دهشت و وحشت او تقديم داشته و التماس استعطاف كرده چون به منزل ابروق رسيد منشور وزارت و فرمان باستمالت تمام به دو رسانيدند بعد از مطالعه فرمود كه اگرجه اين معنى كمال بنده‌نوازيست و لكن در چنين حالتى كه صاحب مهذّب الدين جهت مصالح مسلمانان خود را در ضغطهء بلا و عنا انداخته است باعتزال او مثال فرمودن صواب نباشد و چون به حضرت پيوست حل و عقد تمامت امور