تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
نگوسار كرد و راه فرار گرفت ناصح الدين فارسى بعد از جنگ و محاربت بسيار با نفرى چند جان از معركه جهانيده برهنه به خدمت سلطان آمد و رفع حجاب حرمت كرده در مواجهه سخنهاء درشت گفت با چنين راى و تدبير و حرفاء مدبر كسى جهانگيرى پيشه سازد و بمقابلهء دشمن رود و ملك و ملّت را بر باد دهد و خاك بر سر اسلاميان و كافهء طوايف آدميان كند و هم در زمان با مردم خود راه حلب گرفت سلطان چون ديد كه قضيّهء شكست منعكس گشت دستارچه بر روى نهاد و بگريست و تا نماز شام سوار استاده بود تا حرم‌سراى و بيشتر خزانهاء شريف را بتوقات تسريح فرمود چاولى چاشنىگير از معركه گريخته به خدمت آيد سلطان فرمود كه ايجى چه صواب مىبيند جواب داد كه كار از لب خشك و ديده تر بگذشت در وقت تدبير بسخن بندگان التفات نفرمودى اين ساعت چه تدبير مانده است سلطان گفت كه زمام ملك را به تو سپردم آنچه دانى و توانى بىتوانى تقديم دار آنگه بسراپرده رفت و از راه لابدخانه «
a
» سوى روانه شد در راه فخر الدين ارسلان دغمش و خاص اغز و تركرى چاشنىگير احتياطرا لباس سلطان را تغيير كردند و لغام‌ريزان كرده تا توقات چاى توقّف نكردند و چون سلطان روانه شد طايفه از لشكر تا دو پاس از شب گذشتن بر پشتها ايستاده بودند چون مغل بالاء كوه آمد و لشكرها را هرجا ايستاده ديد فغان كردند و آتشها افروختند و در لشكرگاه سلطان
هامش
a. لابدخانه ؟ ؟ ؟Lecture douteuse . P