رفتند و ملك غازى را سوگند دادند روز ديگر لشكرها كوج كردند و بآمد آمدند و آنجا ضيافتى شاهانه جهت ملك معظّم ترتيب كردند روز ديگر متفرّق شدند او بشام رفت و ايشان بملطيه آمدند
ذكر حدوث فترت در مملكت روم « * »
فاتحهء وهن و مقدّمهء فتور آن بود كه بر مزاج جرماغون نوين افلاج راه يافت و از حضرت «
a
» بعد مدّتى [ يرليغ ] بسپهدارى و زعامت سپاه ببايجو قرچى رسيد جهت رواج بازار و رونق كار ميخواست كه در دولت قاهره تازهروى حاصل كرداند سى هزار سوار تتار از بهادران نامدار اختيار كرد و سوى ارزن الروم روانه شد و بوقت وصول منجنيقها و عرّادات بر جوانب سور در كار انداختند و شب و روز چون قضاء مبرم جنگ سنگ دمادم بود سنان الدين ياقوت سرلشكر و استنكوس سر نفر فرنگان با لشكر گران بيرون مىتاختند و دلآوريها مىنمودند و اگر مشرف دونى «
b
» كه شحنهء شهر بود غدر و دونى نمىكرد ممكن بود كه لشكر مغل بسبب هجوم زمستان از شهر برمىخاست و چندين هزار ادمىزاد از زخم شمشير ايشان امان مىيافت لكن دوينى - دون بسبب كينهء كه از سرلشكر در سينه داشت بخفيّه نزد بايجو نوشته فرستاد كه اگر مرا و اتباع مرا بجان امان باشد در برجى كه محافظهء آن به من مفوّض است لشكر را بالا كشم تا فروروند و اقفال دروازه را بكوپال بشكنند بايجو بر
هامش
aCp . p . 205 note a .b. ( دوينى ) دوينى ؟ ؟ ؟Ci - dessous l 18 P ecrit* و ذكر واقعه ارزن الروم و استيلاء لشكر مغول . الاوامر العلائيه ص 510 و 514