تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 218

مساهمون:

ص٢١٨
رود قراجه در صحبت غلام بقبادآباد به خدمت سلطان آمد و پيشتر غلام خود را باعلام قدوم به خدمت سلطان فرستاد و خويشتن تعلّلى نمود و ناگاه شبهنگام بوثاق سعد الدين كوبك نزول كرد كوبك از غير او هراسى نداشت چون او را بديد پرسيد كه به خدمت سلطان عالم رسيدى جواب داد كه مرا بى اجازت ملك الامرا كجا ياراى آن باشد كه به خدمت سلطان روم و خود را از مقرّبان او شمرم بعد ازين معاذ و ملاذ جناب معظّم ملك الامرا مىدانم ازين نوع دمدمه و افسون در آن ملعون دميد و چون خاطر كوبك از قبل او امن شد مجلس عشرت بنهاد و طرب كردند و در حقّ او آن شب انعام فراوان كرد و على الصباح او را به حضرت سلطنت با خود برد و بحسب خود درآمد و از آمدن او اعلام كرد آنگه او را درآورد بدستبوس رسانيد بعد از آن امير مجلس با سلطان قرار نهاد كچون كوبك در مجلس عشرت حاضر گردد سلطان دوستكان بامير جاندار خورد و او دركشد و ببهانهء اراقت بيرون آيد و با همدمان خود مترصّد خروج كوبك باشند چون او بدرآيد تيغ درو نهند و عالم را از بلاء او باز رهانند امير جاندار دوستكان خورده بيرون رفت و در دهليز ترصّد بروز او مىكرد چون كوبك بيرون آمد برسم احترام قيام نمود و چون درگذشت خواست كه بچماق بر قفاش زند بر كتف افتاد دست در گردن امير جاندار انداخت طغان امير علم شمشير كشيد و كوبك را پى كرد از بيم جان خود را بشرابخانهء سلطان انداخت چون شرابداران او را خون‌آلود ديدند هريك بكارد و شمشير و بلاتگين
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 218 | محمد جواد مشكور