و موى از خمير از قلعه فروآمدند و سنجق را بالا بردند و امرا بخلوت بالا رفتند و اموال و خزاين بىكران در دفاتر ثبت كردند و در صناديق و بيوتات مختوم كردانيدند و به خدمت سلطنت اعلام كردند سلطان بعد از احماد مساعى فرمود كه خزاين را به احتياط تمام بخزانهء عامره فرستند و آنچه لا بد قلعه باشد آنجا بگذارند و باقى را كه گزيدهتر باشد بمحروسهء ملطيه فرستند و مرمّت رخنهاء قلعه تقديم دارند و بعد از اتمام مرام روى بدرگاه نهند و بعد از مراجعت ملك الامرا و عساكر از سر قلعه حرّان ناگاه قصّاد ملطيه بدرگاه رسيدند كه ملك كامل بحرّان معاودت نمود و بوجه محاصرت قلعه را باز در تصرّف خود آورد و كوتوالان و متجنّده و نوّاب را در جوالها نهاده و بر اجمال بار كرده بجانب مصر فرستاد و در حبس ابد بازداشت سلطان اگرچه ازين خبر منفعل شد اما فيوم لنا و يوم علينا برخواند و فرمود كه استرجاع حرّان از مهمّات نيست راى آنست كه بمحاصرت آمد رويد كمال الدين كاميار جواب داد كه فرمان پادشاه راست اگر عساكر منصور قصد قلاع افلاك كنند ابراج آن را آسان آسان در مغاك خاك اندازند اما چون آمد شهرى را كه بارهء آن كوه خاره است و هيچ پادشاهى آن را بجنگ و محاصرت فتح نكرده است هلا هلا ميسّر نتوان كرد اما گمان چنانست كه بسه سال متواتر ميسّر گردد برين وجه كه در سال اوّل مزروعات آن را بسوزانند و مواشى را منهوب و رعايا و دهاقين را اسير و منكوب كردانند و مدّت يكسال ديگر نگذارند كه بديشان از ذخيره مدد رسد در سال سيم يمكن كه دست در دامن امان زنند و شهر را تسليم كنند
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص٢٠٠