تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
منجنيق همچنان در كار بود روز ديگر عذبات اعلام سلطان ممالك خاور بر شرفات مينارنگ اين حصار كبود در خفقان آمد از قلعه فغان الامان برداشتند و سنجق را بالا خواستند خاص طغرل سنجق را بالا برد و بر بارهء دروازه نصب كرد و از اندرون و بيرون آواز بشارات به گوش سيّارات مىرسيد امرا و ملوك شام از قلعه بيرون رفتند و بموضعى كه مهمانداران معيّن كرده بودند فروآمدند سلطان بر قدر مرتبت بهر يك خلعت فرستاد و فرمود كه نماز ديگر ببزم جهان‌افروز حاضر شوند جملهء ملوك و امراء شام خلع پوشيده درآمدند و از اكل و شرب شربى هرچه هنىتر حاصل كردند غير از شمس الدين صواب كه بخلعت نظر نكرد و در خوان بنان بنان نبرد سلطان از تنمّر و تجبّر او در تاب رفت و بامير كمال الدين فرمود كه سياه‌جامهء ما نپوشيد و نان نخورد كمال الدين جواب داد كه او به دو دست خورده است و سيرى تمام حاصل كرده سلطان از استماع آن لطيفه ابتسام فرمود روز ديگر در لشكر ندا كردند كه هر كه بشاميان چهارپا فروشد جزا جز قتل و صلب نيابد و اين استخفاف بنابر راى خطاء صواب بود روز ديگر اجازت انصراف يافته روى باماكن خود نهادند و به حكم آنك رطوبت بر مزاج صواب غالب شود و طاقت پيادگى نداشت غلامانش بمناوبه بر سپر گرجى مىگرفتند تا بحدود شام رسانيدند و چون ايشان را اجازت حاصل شد نوّاب و امناء سلطان بر قلعه رفتند و احتياط كارها جاى آوردند آنگه عزيمت قيصريه فرمود و بكمال الدين كاميار و اياز شرابسلار مثال داد كه ملكان را [ كه ] از ملكه عادليه