تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
و خلعت سلطان درپوشانيدند و فرمود كه هر امنيهء كه در خاطر است عرض دارد انشاء حضرت سلطنت را بنام شوهر خود مجد الدين محمّد ترجمان كه از سادات كورسرخ و معتبران جرجان بود التماس كرد بىتوقّفى ميسّر شد و همواره در حضر و سفر ملازم بودى و بنوازش خسروانه اختصاص يافتى و كار او درين دولت بجاى رسيد كه رسالات بزرگ را چون بغداد و شام و خوارزميان و علاء الدين نومسلمان و ايلچى را به خدمت اردوها ازو موافق‌تر كسى نمىديدند در تاريخ شعبان سنه 670 بجوار كردگار انتقال نمود ، با سر سخن رويم سلطان فرمود تا بشارتها زدند و روز ديگر موكب همايون سوى خرتبرت نهضت فرمود و در حال كه رسيدند هجده منجنيق نصب كردند و از تواتر سنگ عرصهء امل و هنگامهء اجل را بر محصوران قلعه تنگ درآوردند و از غرايب اتّفاقات برهء در تنور آويخته بودند در مطبخ ملك خرتبرت تا پيش ملك و ملوك شام نهند خوانسلار درآمد و عرض داشت كه سنگ منجنيق بر تنور افتاد و بره را به زمين فروبرد ملك حماة مردى عاقل بود گفت يا اصحاب دولت از در ممانعت درآمدن از حصافت دورست راى آنست كه يكى از ما به خدمت سلطان رود و دست بدامن كرم او زند باشد كه بجان امان دهد باتّفاق همگنان ملك حماة كه اين راى زده بود به خدمت سلطان آمد و بعاطفت خسروانه مخصوص شد و شفاعات او باجابت مقرون گشت به شرطى كه ملوك و امراء شام از قلعه باندك و بسيار چيزى بيرون نيارند و بسلامت سر راضى باشند و كتاب امان برين وجه مسطور گشت لكن سنگ
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 197 | محمد جواد مشكور