مواكب و مواشى حواشى خرامد و فراق بتلاق مبدّل شود و اگرچه وعاء قدرت امثال اين مخلص از رعايت آن جناب قاصر آيد بندگيها تقديم كند درين حال چون محقّق شد كه بتسويل اصحاب اغراض كه شياطين الانساند همّت بر محاصرهء قبّة الاسلام اخلاط نهاده است اين معنى از راى سديد بعيد مى نمايد بر موجب حكم و أمر بالمعروف و انه عن المنكر مىنماييم كه اولى آنست كه با لشكر تاتار راه مواساة سپرد و اگر ممكن گردد از جهت خود قرع باب مصالحت بهرچه در امكان گنجد تقديم فرمايد و ما را در خاطر چنان گذرد كه به خدمت ايلچيان رسولان فرستيم و به جهت مصلحت كافّهء اهل اسلام عذر تعجيلى كه سلطان شهيد علاء الدين محمّد انار الله برهانه [ كرده است ] بخواهيم اميدست كه بلين مقال و بذل مال جمرهء فتنهء كه اطراف خافقين گرفته است منطفى شود و بىشبهت تا بخدمة معلوم باشد كه اين انديشه از قوّت بفعل خواهيم آوردن و چون سلطان اعظم درين باب قسيم و سهيم خواهد بود واجب نمود اين حكايت بسمع شريفش رسانيدن اگر سلطان اتمام شهكار را سرمايهء روزگار خود سازد يكى آنك از سفك دماء اهالى ارمن و محاصرت آن ديار و دمن دل خالى كرداند و عساكر را از آنجا برانگيزاند و به طرف ارّان راند و بلشكر مغل رسل فرستد و مهادنت و صلح طلبد و عهد كند كه بهيچگونه در مملكت اسلاميان بوجه غدر و خون كه مذموم است و عاقبت آن «
a
» شوم تورّد نكند تا از ياوگى
هامش
aP a deux fois ce mot .