تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
ما روزى با رسول روم ملاطفت ننموديم و يا دوستگانى نپيموديم راى آنست كه بزمى سازيم و او را بنوازيم همه بيك زبان گفتند كه ايشان را آلات بزم بسيار است كه هيچ پادشاهى را بعمرها عشر آن دست ندهد و خورشهاء خوشگوار و مى لعل غمگسار حاضر دارند ما را ناموس نگاه بايد داشت و تخم اين هوس نشايد كاشت چون مدّت اقامت چاشنىگير «
a
» متمادى شد سلطان علاء الدين از اقامت او «
a
» متأذّى گشت كمال الدين كاميار را باولاق روان كرد تا كشف احوال برعايت رساند چون كمال الدين به خدمت سلطان جلال الدين رسيد و از هر درى گفت و شنيد كرد از هيچ كلام بوى صلح بمشام او نمى رسيد طريق ساخت و دستور خواست سلطان اجابت كرد و جوابهاء مموّه در باب اخلاط كه اخلاط اباطيل بود پيش نهاد
تخرّصا و أحاديثا ملفّقة * ليست بنبع إذا عدّت و لا غرب « * »
كه اگر سلطان را در داير شفاعت غبارى بر دامن خاطر نشيند همانا به آب تمهيد اعذار ازاحت يابد شما بسلامت مراجعت سازيد و خدمات مخلّصانه ابلاغ كنيد و رسولان ما در عقب برسند و عهدنامها و جواب رسالات مفصّلا بياورند امير شمس الدين و كمال الدين سلطان را پدرود كردند و زود بيرون آمدند و چون از لشكرگاه خوارزميان رخت بهامون كشيدند و دو روزه راه شدند بار و بنه را بر جاى گذاشتند و مجرّد ببارگاه سلطنت
هامش
aceآنجاUn lecteur a voulu inserer deux fois le mot qui ne parait pas necessaire .* الاوامر العلائيه ص 383