تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
كه به خدمت سلطان رود ناگاه خبر دادند كه موكب سلطان با عساكر بىكران از تخوم سيواس تجاوز كرد و بحدود ارزنجان پيوست از سر اضطرار بىترتيب هديه و تقدمه با چند نفر از خواصّ خود باستقبال آمد در راه با امراء كبار مصادف گشت امرا پيش دويدند و معانقه كردند و دلگرمى تمام نمودند و در صحبت صاحب ضياء الدين به خدمت سلطان فرستادند سلطان از آنچه ازو روايت كرده بودند هيچ‌گونه ياد نفرمود بل‌كه استمالت داد و آقشهر قونيه را با آبگرم به حكم اقطاع به دو ارزانى داشت و در صحبت غلامان خود و قديميان سپاه بآقشهر فرستاد و ملك علاء الدين داودشاه بانواع علوم سيّما نجوم آراسته بود و اجزاء منطق و طبيعى و الهى بغايت نيك مىدانست و از رياضى بهرهء تمام داشت و شعر چون آب زلال بل سحر حلال گفتى در آن ايّام دوبيتى را به خدمت سلطان فرستاد
شاها دل دشمنان تو با دردست * رخسارهء دشمن از نهيبت زردست انصاف كه با وجود صد غصّه مرا * در ملك تو آب گرم نانى سردست « * »
بشومئ همنشينان بد و ندماء مفسد و جلساء جاهل چنان ملكى قديم را بر باد داد ، با سر سخن رويم روز ديگر شاه با سپاه بعون إله به شهر درآمد و چون ممالك ارزنجان مستصفى شد بملك غياث الدين كيخسرو جدّ سلاطين وقت داد و مبارز الدين ارتقش را در خدمتش باتابكى روانه كرد و خزانهء بسيار و لشكر بى شمار ملازم ايشان فرمود و بدان سبب كه از قبل كامل و اولاد
هامش
* الاوامر العلائيه ص 358