تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
معانى بسمع سلطان رسيد خنديد و فرمود كه اين بيچاره را دماغ بفساد آمده است و تخت برگشته
بزر چونك با او نشد كار پيش * نمايم به دو تيغ رخشان خويش « * »
چون مشّاطگان غيب عروس نوبهار را مشك در آستين و گل در جيب نهادند سلطان از ساحل عزم خطّهء قبادآباد ساخت و يك ماه آنجا بود و از آنجا بىدرنگ عزم قيصريه فرمود ملك اشرف بنيرگى «
a
» زن چنگى از جاى برفت و حاجب را بمدد او فرستاد آمد و مدّتى در ارزنجان اقامت [ كرد ] و باز خايب بازگشت امراء كبار او چون صلاح الدين و شرف الدين و عزّ «
b
» الدين او را از اظهار اراء فاسد و اعلان متاعهاء كاسد مانع شدند و گفتند صواب آنست كه فرزندان ملك را بنوا به خدمت سلطان بريم و از كردها عذرها خواهيم و بعضى را بانكار و جحود مردود كردانيم ملك آن را پسنديده داشت و فرزندان را در صحبت ايشان به خدمت سلطان فرستاد سلطان پيش از آن احوال را استماع كرده بود فرمود كه امراء دولت سلطنت يگان‌يگان با لشكر كه در اهتمام ايشانست بحدود ارزنجان و كماخ روند چنانك در خفا ناگاه در آن حوالى از عساكر منصور جمعيّتى تمام حاصل شده باشد و راههاء قلاع را محافظت كنند تا ناگاه علاء الدين بقلعه پناه نبرد و كار دراز گردد بر موجب امر اعلى بر در هر دزى لشكر انبوه مجتمع شد چون ملك از جملهء جهات خايب گشت چارهء آن مىساخت
هامش
a. بنيرنگى -b. و عررP* الاوامر العلائيه ص 356