يكى سبز درياء شيرين جو شير * پر از موج « a » مانند چينى حرير
جزيره درو تا بنزديك نيست * كه گويد كه آن جاى خرّم زميست
يكى چشمه بر طرف دريا روان * كه از ديدنش پير مىشد جوان « 1 »
بسعد الدين كوبك كه در آن زمان امير شكار و معمار بود فرمود كه آنجا عمارتى كه در خرّمى خرمن فردوس را دوس نمايد و در نزهت رونق سدير و خورنق بشكند آغاز كند و برافرازد و سلطان بر وفق ضمير خويش صورت آن عمارت را بحسب اختيار نسخت كرد و بهر موضعى سرايى تعيين فرمود سعد الدين كوبك منظرها زيبا دلكشا و جواسق با روح روحافزا كه مقوّس طاق آن مقرنس چرخ برين برابرى نمودى و از غيرت فرش پيروزه و لاجوردى او چهرهء سپهر پيروزهرنگ نيلگون و مزعفرى گشتى از ارواح ارباب عفّت آراستهتر و از صحراء قناعت فسيحتر و پر خواستهتر در اندك مدّتى و كمتر زمانى بر موجب امر نافذ باتمام رسانيده و سلطان بعد از تزويق و تنميق آن سوى انطاليه و علائيه عنان تافت
ذكر اسباب اطماع سلطان در انتزاع ارزنجان از قبضهء تملّك علاء الدين داودشاه « 2 »
چون ملك ارزنجان از خدمت سلطان بممالك خود پيوست بطر
هامش
a. اموجP( 1 ) - الاوامر العلائيه ص 353
( 2 ) - ص 354