تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بيگانگى را بآشنائى تبديل بايد كرد در حال قاصدى صادق لهجه اختيار كرد و به خدمت امير مبارز الدين ارتقش كه به حكم جوار و تدانى مزار ميان [ ايشان ] صداقت موكّد بود ارسال كرد كه واسطه شود و خار اين اندوه را كه درد آن بدل و جان رسيده است بمنقاش الطاف از پاى روزگار شوريدهء ما بيرون آرد و گناه ناكردهء ما را از خدمت شاه درخواهد امير مبارز الدين قضيّه را سلطان بازگفت سلطان را اسارير سرور در جبين مبارك ظاهر شد و فرمود كه بدانچ رضاء اوست ما را همداستانى بايد نمود امير مبارز الدين قاصد را از حصول مقصود اعلام كرد و بكير فارد فرستاد كه راى آنست كه روان را از انديشه بپردازد و مطاوعت احكام خسرو ايّام را پيشه سازد و دل از محبّت قلعه قلع كند و فيما بعد پناه در سايهء مبارك شاه جويد چون فرستاده باز گشت رخ كير فارد چون نوبهار خندان شد و رسولى خوش‌زبان به خدمت سلطان فرستاد تا مكتوبى مشتمل برين كه شاه جهان همانا استماع فرموده باشد كه اين تند سنگ از زمان دارا و هوشنگ و عهد سكندر و قيصر مقام آبا و اجداد و رشك اعدا و اضداد اين بندهء سرافكنده بوده است و هيچ شهريار كامگار طالب كارزار او نشده و جهان‌آفرين بر زمين چنين آسمانى پديد نكرده ذخيره و اسباب كه تا روز حساب كافى باشد معدّست و لكن [ چون ] از دور نظر بر چتر منصور افكندم «
a
» فتور اعضا و نور بصر آمد و شد آغاز نهاد و ضعف قوى بنياد محكم كرد از
هامش
a. افكندP