نهاده «
a
» است و آنچنان تختگاه جز شاه جهانپناه را نشايد اگر بلشكر منصور فرمان شد [ اميد واثقست كه ] هر مورى اژدهاى و هر صعوهء هماى گردد و آن قلعه را [ كه ] با سماك برابرى و با افلاك همسرى مىنمايد در كمند بند بندگان دولت كشند و آن درّ درياء مملكت را در سلك لالى باقى منتظم كردانند سلطان را اين راى موافق آمد و فرمود كه فرمانها به اطراف اوج باستحضار عساكر در قلم آرند همان لحظه منشيان بارگاه انقاس عبيرآسا را بر كافور قرطاس منتثر كردند و چون زلف ماهرويان آفتابمنظر و طرّهء دلبران مشترىپيكر بسطور مسلسل چهرهء بياض را مزيّن كردانيدند و بتوقيع همايون رسانيدند و بر دست غلامان يياق برسم اولاق روان كردند و در كمتر از ده روز سپاهى كه گرد حوافر بادپايان ايشان روى خورشيد و ماه را در نقاب غبار كشيدى با برگ و عدّت شايسته فراز رسيدند « * » سلطان فرمود كه لشكر گيتىشكار «
b
» سه بهره شوند گروهى چون پلنگ [ بى ] درنگ «
c
» بر خاره و سنگ گرازان و تازان كردند و طايفهء چون نهنگ از راه دريا بجنگ روند و فوجى چون موج گران در كشتى به طرف قلعه روان شوند و بر آن پشتهء كه گردون از تندى آن خيره و همواره از ابر سيه تيره مانده است منجنيقى چون كوه كه از سنگ آن البرز بستوه آيد نصب كنند و دليرانى كه در وقت نبرد خارا بنزد «
d
»
هامش
aCes mots qui ne se trouvent point. تا امنP ajoute : dans la red . turque ( Rec . III , 229 , 9 ) sont diffeciles a expliquer .bce qui ne se trouveجهت شهر كه كار دشمن راP ajoute : ni en G , ni Rec . III , 234 .c. ورنكPdS . p .* ذكر عزيمت سلطان اعظم كيقباد از قونيه - فتح علائيه : الاوامر العلائيه ص 240