و متصوّفه و اعيان و اخوان با جمعيّت هرچه تمامتر پذيره شدند و خويشتن را با لشكرى آراسته متوجّه استقبال شد چون نظرش بر جمال مبارك شيخ آمد گفت اين طلعت بدان صورت كه در شبانهروز خلاص از زندان در خواب بند از پاى ما برداشتى و ما را سوار كردى و فرمودى كه همواره همّت عمر محمّد سهروردى ملازم خواهد بود مىماند چون نزديك رسيد بمعانقه و مصافحه پيوست شيخ فرمود كه پيوسته خاطر عمر محمّد السهروردى بجانب سلطان اسلام از شب زندان باز نگران بود و المنّة لله كه پيش از حلول ما لا بدّ منه حصول ما لا عوض عنه در دائرهء تيسّر آمد
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ
«
a
» سلطان از غايت ارتياح و انشراح بعد از سلام باستلام باسطهء مباركه مبادرت كرد و موادّ اعتقاد را متضاعف كردانيد و در تعظيم باقصى نهايات غايات رسيد و خواست كه چون ابرهيم ادهم طريق عيسئ مريم پيش گيرد شيخ به نظر نورانى اوهام و خطرات سلطانى را مشاهده مىفرمود و هر خاطرى را جوابى مىداد و تسكين دغدغهء طلبى كه در روز الست «
b
» بنهاده آمد مىكرد و تفسير
وَ ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ
«
c
» مىگفت و لكلّ عمل رجال بر زبان مىراند و بر عدلگسترى و دينپرورى ترغيب مىفرمود چنانك چون به شهر رسيدند سلطان از لباس نخوت و غرور و عجب و غفلت بكلّى منسلخ شده بود و چون جان فرشته همه خير گشته روز ديگر
هامش
aKOr . 35 , 31 .bMais la traduction turqueزوالستP il faudraبنهاده( Cp . Kor . 7 , 171 ) . ApresألستRec . III , 223 , 6 a. سلطانsuppleercKor . 37 , 164 .