بدست مىآوردند عاقبت عافيت نيافت و اين دو بيت از املاء طبع موزون خود نظم داد
ما جهان را گذاشتيم و شديم * رنج دل بكاشتيم و شديم
بعد ازين نوبت شماست كه ما * نوبت خويش داشتيم و شديم « 1 »
و فرمود كه بر تربه كه در دار الشفاء سيواس بامر نافذ عمارت كرده اند نقر و نقش كنند آنگه از دنياء فرار بدار القرار نقل كرد و در ايّام جوانى مفارقت زندگانى شاء ام أبى اختيار كرد اميدست كه جناب اوايل «
a
» [ او را قبول كرده ] ما حى سيئه اخر گردد و الله غفّار الذنوب آنگه بعد از جلوس سلطان علاء الدين بر تخت مملكت در روضهء دار الشفاء سيواس برضوان سپردند
ذكر مشاورت امرا در اختيار يكى از شهزادگان بسلطنت « 2 »
چون سلطان عزّ الدين در چهارم شوّال سنه 617 بخلد برين نقل كرد امراء دولت چون امير سيف الدين اينه و شرف الدين محمّد پروانه و مبارز الدين چاولى و مبارز الدين بهرامشاه و زين الدين بشاره اخفاء موت سلطان نمودند و با صاحب مجد الدين ابى [ بكر ] كه در عالم خاكى بفضايل حاكى نداشت و از مشاهير دوبيتهاش اينست
آئين وفا قاعدهء بىدادى * در بندگيت كرا رسد آزادى
هامش
aCp . Rec . III , 183 , 20 .( 1 ) - الاوامر العلائيه ص 199
( 2 ) - ص 200