تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
چهار هزار ديگر در عقب مىرسد ملك اشرف در حال فرياد برآورد كه المستغاث اى مسلمين مگريزيد كه مدد اين لشكر دورست از سر حميّت كرّى كردند و غلامان عادلى و ظاهرى حمله آوردند و از طرفين خلق بسيار بقتل رفت امير مجلس سپاهى بامير چاشنىگير دوانيد كه دشمن غلبه كرد زودتر دررسد تا چشم زخمى واقع نشود چاشنىگير گفت تا اين ساعت لاف گزاف مىزد اين ساعت ما برويم و لشكر بشكنيم و نام او بر آيد يك قدم پيش ننهاد و بسلطان اعلام نكرد تا قضاء آسمانى نفاذ يافت و امير مجلس با فوجى از امرا گرفتار شدند چون امير مجلس را نزد ملك اشرف بردند استقبال نمود و جرّاحان حاضر كرد و جراحاتش را خشك بند كردند و تشريف خاصّ پوشانيد و با ساير اسرا بحلب فرستاد و موكّلان برگماشت و نزد ملكه وصايت كرد امير مجلس را تعظيم تمام كنيد و اعزاز بغايت نماييد چون خبر به حضرت سلطنت رسيد در تاب رفت و جحيم غضبش مستعر شد و بچاشنىگير فرمود كه تمامت عساكر در سلاح روند و شب بخسپند روز ديگر ملك اشرف دو هزار اعراب فرستاد كه پيش روند و از احوال سلطان و عزيمت و هزيمت اخبارى كنند چون رسيدند ديدند بارگاه زده و لشكر در سلاح رفته چون از طرف پيدا آمدند [ ايشان گريختند ] و سلطان فرمود كه اى كافر نعمتان اگر يك امير منكوب شد آخر لشكر و سلطان و چتر و سرور باقيست ايشان چون اين عتاب زهرآلود شنيدند بيكبار حمله كردند و بيك ركضت فضاء صحرا را به خون اعراب كشته‌زار لاله‌زارى ساختند و لعل سايل بر زمرد ثابت ساير كردانيدند
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 79 | محمد جواد مشكور