بعد از «
a
» مطالعه آن بيچارگان بىگناه خيره و حيران ماندند
سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ
«
b
» بر زبان راندند و از آن كار انكار نمودند و گفتند كه شهريار را جايز نباشد كه بحيلت اصحاب مكيدت التفات نمايد و بىبرهان و بيان ما را بعقوق و خذلان نسبت كند و عقوبت فرمايد كه عاقبت آن جز ندامت نباشد چندانك شيون و زارى بيش كردند اثر كمتر كرد فرمود تا جمله را دستار در گردن كرده و دستبسته در خانهء كردند و پيرامن خانه آتش نمرودى افروختند و آن بىگناهان را مىسوختند دود از چرخ كبود مىگذشت و زفير و فغان به آسمان مىرسيد و اگر كسى را از رخنهء بدر جستى فرنكوسان «
c
» غلاظ شداد بدورباش درمىخليدند تا باضطرار باز روى بنار مىنهادند شبانه بوقت بطلان حواس از عالم غيب در منام برو ملام بسيار كردند و از ترس كمن
يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ
«
d
» از خواب درآمد و بر كرده پريشان و پشيمان شد
چون جام ز دست رفت و قرّابه شكست * خاييدن لب چه سود و ماليدن دست « * »
امراء باقى را ملامت كرد كه چرا در آن حالت مناصحت دريغ داشتيد ايشان عذر خواستند و بقضاء آسمانى حواله كردند از آن و هم رنج دقّ بر سلطان استيلا يافت گفتند آب سيواس مناسب مزاج سلطان نيست بويرانشهر بردند و از ملطيه آب فرات دست
هامش
a. انP ajoutebKor . 24 , 15 .cMot a ce qu'il qui manque dans les dection -كوس - فرنparait compose de nairesdCp . Kor . 2 , 276 .* الاوامر العلائيه ص 198