تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
ملك اشرف صفّ بياراست و لشكر را دل داد و بر جاى ايستاد و گفت اگر آمدند به قدر امكان بكوشيم و اگر مراجعت بمايند فهو المراد سلطان فرمود كه دهليز را پيشتر زدند باز طلايهء لشكر عرب پديد شد همان زخم و دست‌برد خوردند و پشت بركردند و بملك اشرف گفتند كه امروز دو بار دهليز سلطان را انداختند و باز نصب كردند گفت مگر عزم رزم دارد و امرا مانع مىشوند چون شب درآمد سلطان اندكمايه بازپس نشست و امرا و لشكر آنجا بماندند بامداد از آنجا كه بود عزم آبلستان نمود چون ملك اشرف را رجوع سلطان معلوم شد او نيز عزم حلب كرد و چون محقّق شد كه با آبلستان پيوست لشكر برنشاند و بر مرزبان و رعبان رفت و كوتوالان سلطان را بعد از محاصرت فرو آورد و چون از آن مهمّات فراغت يافت امرا و كوتوالان سلطان را بحرمت و احتشام تسريح كرد و روى بحلب نهاد و امير مجلس و باقى امرا را خلعت وصلت داد و باعزاز و تبجيل بخدمة سلطان فرستاد و خويشتن متوجّه دمشق شد سلطان در آبلستان روزى چند توقّف كرد برادر و داماد نصرة الدين از قلعهء رعبان و تلباشر كه بملك اشرف تسليم كرد به خدمت سلطان رسيدند سلطان از جواب نامهاء مزوّر در تاب رفته بود و از انكسار طلايه در اضطراب آمده فرمود كه هر دو را بردار كردند روز ديگر فرمان داد كه جملهء امرا ببارگاه حاضر شوند و در سر بخواص فرمود كه امرا مفارده بخفيّه در سلاح روند و منتظر باشند تا چه فرمان رسد امرا باجمعهم درآمدند و بنشستند سلطان جواب نامها را از دوات‌دار طلب داشت و هريك را بامير مكتوب اليه انداخت