تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 28

مساهمون:

ص٢٨
خود را بىفايده از دست مدهيد ايشان به خدمت سلطان فرستادند و قرع باب صلح كردند به شرطى كه سلطان با برادرزاده همان كند كه سلطان ركن الدين با شهزادگان كرده بود و مملكتى به دو مفوّض كرداند و چون صلت رحم فرموده باشد و اين معنى برعايت رسانيده او را به خدمت آرند تا بشرف تقبيل تبجيل يابد و شهريار بفأل فرّخ در شهر درآيد سلطان را اين راى موافق آمد و ولايت توقات را چنانك سلطان ركن الدين در عهد ملكى داشت برو مقرّر فرمود و منشور مسطور شد چون اعيان قونيه عهود و مناشير را ديدند شه‌زاده را بىانديشه و غم به خدمت عم بردند سلطان عزّ الدين و علاء الدين را پيش‌باز فرستاد و چون پسر سلطان ركن الدين روى عم ديد زمين [ را ] بوسه داد و خواست كه دست بسته بر پاى ايستد سلطان نگذاشت و نزد خود نشاند و بوسه بر رخسارش داد و بر زانو نشاند و استمالت تمام فرمود و تشريف شاهانه داد و فرمود كه روزى چند بقلعهء كاوله اقامت نمايد بعد از آن كامران بمحروسهء توقات رود

ذكر دخول سلطان غياث الدين كيخسرو بن قلج ارسلان در قونيه و جلوس بر سرير سلطنت « * »

روز ديگر كه شاه ستارگان طلوع كرد پادشاه چون خورشيد در زير چتر سياه كه پشت و پناه جهانيان بود در شهر قونيه كه يك ساعت حيوة درو خير من الف شهر است در ديگر بلاد با جيوش چون درياء اخضر جوشان و حشمى چون اعداد امطار بى پايان درآمد و پاى از ركاب زمين آرام بر تخت اباء كرام نهاد و انواع افراح بارواح خاص و عام رسيد و اهواء لشكرى و رعيّت بر
هامش
* الاوامر العلائيه ص 88