اثر آن بخواب مىديدم * عزم كردم بجانب الامان
كاندر آمد مبشّرى بامان * خبر مرگ خصم و فترت ملك
گفت هين شاد شو برويت ملك * نامهاء اكابر اطراف
با پيام خلاصهء اشراف * گفت ما جمله داعيان توئيم
مهديا هين كه ساعيان توئيم * هر دمم هاتف از ره الهام
گفت عجّل و حرّك الأقدام * بازگشتم بساحل دريا
وآنگهى چه مخوف بحر و شتا * قصّهء كوتاه بحر ببريدم
تو مبيناش آنچه من ديدم * آمدم سوى برغلو بمراد
ملكى يافتم چو نرد زياد * مفسدى چند عزم كين كرده
اسپ ظلم و جفا بزين كرده * چون خدا بود يار و حافظ و پشت
خرد گشتند گاه زخم درشت * عاقبت بخت ما مظفّر شد
مملكت سر بسر ميسّر شد
اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 31
مساهمون: محمد جواد مشكور
ص٣١