تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
كنند فاسليوس لشكر را بدفع ايشان مثل داد و بعضى را سياست فرمود و درياء متموّج فتنه ساكن شد سلطان را از ميدان بخانهء خود برد و پيشكش فراوان تقديم داشت و آن شب تا انفلاق عمود صباح عود و راح را به كار داشتند و خيط غبوق را بصبوح موصّل كردانيدند روز ديگر با جملهء آلات بزم كه مدّخر اباء و اجداد فاسليوس بود بسراء سلطان حاضر شد و آن روز احياء موات عشرت در اراقت هم دين كه در شرع ندامئ محلّل است واجب ديدند و در پايان مستى فاسليوس بر زبان راند كه مهر خسرو اسلام با دل و جان من نه «
a
» چنان پيوند گرفته است كه به هيچ حال صورت انفصال پذيرد و اگرچه يكدم بىجمال مبارك پادشاه بودن و بال مىدانم اما مصلحت شاه جهان را بر ارادت خود راجح مىبينم اگر روزى چند تا نايرهء حقد و حسد فرنگان خامد شود سلطان نزديك ملك مفرزوم كه از اكابر قياصرهء روم است رنجه شود و بهرچه در دايرهء امكان آيد اين بنده بجانب جناب عالى در فرستادن تقصير نكند و او خود آنچه شرط تعظيم است بجاى آرد
لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذلِكَ أَمْراً
«
b
» اين كلمات در مسامع اشرف خدايگان مكان‌پذير شد و كار راستى فرمود و روزى چند با خدم و حشم روى بدان جزيره نهاد و بدور جام بادهء گلگون از جور دور گردون ياد نمىآورد و ملكان عزّ الدين و علاء الدين را چون از مكنت «
c
» فراغت مىيافتند به شكار بر
هامش
a. نپذيردBiffez ce mot et l .bKor . 65 , 1 .cمكتبSchefer :. زحمتLecon confirmee par la glose Rec . III , 45 .