تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 123

مساهمون:

صمقدمه ١٢٣

رحلت مولانا :

در سال 672 وجود مولانا به ناتوانى گرائيد و در بستر بيمارى افتاد و به تبى سوزان و لازم دچار گشت و هرچه طبيبان به مداواى او كوشيدند و اكمل الدين و غضنفرى كه از پزشكان معروف آن روزگار بودند به معالجت او سعى كردند ، سودى نبخشيد تا در روز يكشنبه پنجم ماه جمادى الاخر سال 672 روان پاكش از قالب تن بدر آمد و جان به جان‌آفرين تسليم كرد . اهل قونيه از خرد و بزرگ در تشييع جنازهء او حاضر شدند و حتى عيسويان و يهودان در ماتم او شيون و افغان مىكردند . شيخ صدر الدين قونوى بر مولانا نماز خواند و سپس جنازهء او را برگرفته و با تجليل بسيار در تربت مبارك بر سر گور پدرش بهاء الدين ولد به خاك سپردند . پس از وفات مولانا ، علم الدين قيصر كه از بزرگان قونيه بود با مبلغى بالغ بر سى هزار درهم بر آن شد كه بنائى عظيم بر سر تربت مولانا بسازد . معين الدين سليمان پروانه كه از اميران زمان بود ، او را به هشتاد هزار درهم نقد مساعدت كرد و پنجاه هزار ديگر به حوالت به دو بخشيد و بدين ترتيب تربت مبارك كه آن را قبهء خضرا گويند بنا شد و على الرسم پيوسته چند مثنوىخوان و قارى بر سر قبر مولانا بودند . مولانا در نزد پدر خود سلطان العلماء بهاء الدين ولد مدفون است و از خاندان و كسان وى بيش از پنجاه تن در آن بارگاه به خاك سپرده شده‌اند . بنا به بعضى از روايات ، ساحت اين مقبره پيش از آمدن بهاء الدين ولد به قونيه بنام باغ سلطان معروف بود و سلطان علاء الدين كيقباد آن موضع را بوى بخشيد و سپس آن را ارم باغچه مىگفتند . « 1 » افلاكى در مناقب العارفين مىنويسد كه : « افضل المتاخرين نجم الدين طشتى روزى در مجمع اكابر لطيفه مىفرمود كه در جميع عالم سه چيز عام بوده چون به حضرت مولانا منسوب شد خاص گشت و خواص مردم مستحسن داشتند : اول كتاب مثنوى است كه هر دو مصراع را مثنوى مىگفتند ، در اين زمان چون نام مثنوى گويند عقل ببديهه حكم مىكند كه مثنوى مولاناست . دوم : همهء علما را مولانا مىگفتند درين حال چون نام مولانا مىگويند حضرت او مفهوم مىشود . هر گورخانه را تربت مىگفتند ، بعد اليوم چون ياد تربت مىكنند و تربت
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به : فروزان‌فر ، زندگانى مولانا جلال الدين محمد ، طبع دوم . - شبلى نعمان : سوانح مولوى رومى ، ترجمهء فخر داعى ، تهران 1332 ص 2 - 22 . - ادوارد براون : تاريخ - الادب فى ايران من الفردوسى الى السعدى ( ترجمهء عربى ، قاهره 1954 ) ص 654 - 658 . - اته : تاريخ ادبيات فارسى - ترجمه دكتر شفق ، طبع تهران 1337 ص 159 - 166 .Talbot Rice . The Seljuks in Asia Minor , London , 1961 , P . 122 - 124