تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار سلاجقه روم ( به انضمام مختصر سلجوقنامه ابن بيبي ) ( فارسى ) — صفحة مقدمه 117

مساهمون:

صمقدمه ١١٧
فرمانرواى آن شهر براى او مدرسه‌اى بنا كرد . بنا به بعضى از روايات فخر الدين برادر كهتر مولانا در همين شهر درگذشت و در همانجا به خاك سپرده شد . باز بقول افلاكى ، جلال الدين محمد در هفده سالگى در شهر لارنده به امر پدر ، گوهر خاتون دختر خواجه لالاى سمرقندى را كه مردى محترم و معتبر بود بزنى گرفت و اين واقعه بايستى در سال 622 هجرى اتفاق افتاده باشد و بهاء الدين محمد معروف به سلطان ولد و علاء الدين محمد دو پسر مولانا از اين زن تولد يافته‌اند .

ملاقات بهاء الدين و علاء الدين كيقباد :

چون هفت سال از اقامت بهاء الدين ولد در لارنده گذشت آوازهء كرامات و فضل و تقواى او به بلاد روم رسيد . علاء الدين كيقباد پادشاه سلجوقى آن كشور از مقامات معنوى او آگاهى يافت و طالب ديدار وى گرديد و به دعوت او بهاء الدين ولد از لارنده به قونيه رهسپار شد . و چون به قونيه رسيد آن پادشاه به پيشواز وى رفت و او را به حرمت هرچه تمامتر پذيرفت و مىخواست او را در طشت‌خانهء خود كه خانه‌اى مجلل در قصر او بود جاى دهد ، بهاء الدين ولد قبول نكرد و در مدرسهء آلتونيه مسكن گزيد . از نوشته‌هاى افلاكى و سلطان ولد برمىآيد كه بايستى ورود بهاء الدين ولد به قونيه در اواسط سال 626 هجرى بوده باشد ، اهل روم به پيروى از پادشاه خود علاء الدين كيقباد ، مقدم بهاء الدين ولد را مبارك شمرده به پاى منبر وعظ و حديث او مىشتافتند . بهاء الدين ولد پس از دو سال زندگى در قونيه در جمعهء هجدهم ربيع الاخر سال 628 هجرى دار فانى را وداع گفت . جنازهء او را در حالى كه خلق بسيارى از مردم قونيه تشييع ميكردند و در ماتم او ميگريستند در جائى كه بعدها بنام تربت مولانا خوانده شد به خاك سپردند .

جوانى مولانا :

پس از مرگ بهاء الدين ولد ، جلال الدين محمد كه در آن هنگام بيست و چهار سال داشت بنا به وصيت پدرش و يا به خواهش سلطان علاء الدين كيقباد بر جاى پدر بر مسند ارشاد بنشست و متصدى شغل فتوى و امور شريعت گرديد . يكسال بعد برهان الدين محقق ترمذى كه از مريدان پدرش بود بوى پيوست . جلال الدين دست ارادت بوى داد و اسرار تصوف و عرفان را از او فراگرفت . سپس به اشارت او به جانب شام و حلب عزيمت كرد تا در علوم ظاهر ممارست نمايد . گويند كه برهان الدين در اين سفر تا قيصريه با جلال الدين همراه بود و در اين شهر اقامت گزيد . اما جلال الدين به حلب رفت و به تعليم علوم ظاهر پرداخت و در مدرسهء حلاويه مشغول تحصيل شد . در آن هنگام تدريس آن مدرسه بر عهدهء كمال الدين ابو القاسم