تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 467

مساهمون:

ص٤٦٧
جوهر فولاد به آب شمشير در حركت آمده بودند و از بسيارى مردم و شدت گرما و دورى راه ، شاه آگاه به نفس نفيس به قسمت آب مشغولى داشتند ، ملك الملوك و سيادت و حكومت پناه ابن حسن خان « 1 » طلب آب كرده ، با جبههء غرق عرق خجالت ، به خيمه آمدند و با ميرزا شاه ولى و محمد زمان سلطان بايندر و ملك المنجمين مولانا جلال و مولانا على رضا و جمعى ديگر شكايت بىآبى و حكايت ظهور عدم مطلب [ 195 ] سركردند . بنده جمعى را رفيق ساخته ، به سعى بسيار خود را به حوض رسانيد و آنقدر سعى نمود كه ملازمان جماعت مذكور هرقدر آب ضرور داشتند برداشتند و تلاش و تردد بيشمار نموده ، به خيمه نزد حضرات آمد . در آن اثنا كوچ نموده مستعد سوارى شدند و هركس جامى از آن آب كه از آبرو عزيزتر بود خورد . چون نوبت آشاميدن آن آب به فقير رسيد ، همان ساعت سگ تشنهء ، زبان بيرون افتاده ، پناه به سايهء خيمه آورد . و فقير كه حال آن سگ بدان منوال ديد ، آب را پيش داشت تا سگ سيراب شد . جمعى از آن فرقه زبان به تشنيع گشودند و برخى به خنده تنبه نفس فقير كردند و يك دو نفر زبان به تحسين و منع ديگران گشودند . بالاخره همگى را تغيير حالى شد و روانه گرديدند و صبح ديگر روز بر سر آب رسيدند . در آن سفر ، فعلى كه طبعم از آن راضى باشد ، همان بود . بالجمله در اندك‌زمانى ، قلعهء مرو مفتوح شد و آن قلعهء فلك اساس را به بكتاش خان استاجلو سپرده ، مضبوط ساختند و باز از آن راه پرمخاطره ، به مشهد مقدسه روانه شدند و ديدهء جان ديگربار از زيارت آن مرقد منور روشنى و ضيا يافت . ايام عاشورا در مشهد بوده ، از آنجا از خدمت اشرف مرخص شده ، به راه قاين ، به رفاقت ملك الملوك عزيمت سيستان نمود . مدت آن سفر هشت ماه بود و سيصد و هشتاد فرسخ طى مسافت شد . تجربهء
هامش
( 1 ) - از نام اين سيد ذكرى در متن نيست .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 467 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده