تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
شرط رأفت و محبت به جاى آورده ، در آن‌روز مسرعان به اطراف فرستاد و مردم سيستان را جمع مىنمود و همه‌روز به سير و عيش اشتغال داشت . و مجددا ادراك وصال مطلوب دست داد و با حكيم محمد باقر ، حكيم فرهاد - خان كه به هندوستان مىرفت و در آن ايام در قندهار بود جليس شبانروزى بود . رسيدن بنده به قندهار ، موجب صحت جهت بيماران سلسلهء ملوك بود . مدت هفت ماه امتداد آن سفر بود و سيصد و بيست فرسخ طى مسافت و تردد آن سفر بود و در آن ايام كه به قندهار مراجعت شد به صحبت شاه بيك خان و مير محمد معصوم خان مكرى « 1 » و قرا بيك كه آخر قرا خان شد و منصب پنجهزارى و فوجدارى يافت و جمعى ديگر از امراى جغتاى مشغولى داشت .

سفر چهارم آوردن منازل و مردم ملوك است از قندهار به جانب [ 194 ] سيستان و جمع نمودن مردم سيستان كه در ايام فتور به قندهار رفته بودند .

در آخر همان سال ، چون امراى سيستان مثل مير نظام و مير محمد قاسم و امير مقصود قزاقى به قندهار آمدند و جان احمد آقا - ملازم ملك معظم - رسيد و كتابت ملك معظم و برادرم رسانيد ، از قندهار با پنجهزار خانوار كوچ نموده ، به دهنهء دوآب آمده ، از آنجا به گرمسير رسيد . در آن سفر ملك محمد ملك قباد و ملك ابو الفتح و ملك شاه حسين شاه على و ميرزا محمد زمان و محمد حسين سلطان ذو القدر و جمعى ديگر رفيق بودند . همه‌جا كنار هيرمند كه به نزهت و رطوبت ، با كنار سرچشمهء آب حيوان لاف همسرى ، بلكه رتبهء بهترى دارد گرفته ، روزبروز به جشن و صحبت و سرور مىگذرانيد . نغمه سنجان ، نواى دولت تازه و سر [ ايندگان ] ، آوازهء بهجت بىاندازه درداده ، از بانگ بىهنگام زاغ تفرقه غافل بودند ، چه آن عزيزى كه ياران و اقارب اين‌همه سعى جهت او كردند ، راه آشنائى را گذاشته ، چه‌سان بيگانه شد . بالجمله چون اتفاق سيستان دست داد و ملوك بعد از مدت
هامش
( 1 ) - امير محمد معصوم خان مكرى ( عالم‌آرا صفحات 647 و 663 ) .
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 464 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده