خويش همراه برده بود و آن طفلى است در كمال شعور و ادراك . اركان دولت قاهره كه مصلحين و خيرانديشانند ، ملك را از امداد ملك فراه گذرانيده ، خاطرنشان كردند كه از قبيل محالات مىنمايد كه تغيير تيول ملك شاه حسين و محال تيول نمايند و به پسر ملك عبد الله فراهى كه به دولتخواهى پادشاه توران و هوادارى رستم ميرزا معروف است شفقت فرمايند .
ملك الملوك از گفتگوى وزارت و اقبال پناه سيد الوزرائى علا - مير ابو المعالى و 192 ميرزا محمد رضاى وزير آذربايجان و مقربان عتبهء علياى سلطنت درمىيابد كه اين اشاره از جاى ديگر است و باعث اين بود كه چون حسب الامر اعلى مقرر شده بود كه بنده وقايع و اخبار از هرات به ايستادگان پايهء جاه و جلال مىنوشته باشم در حين آمدن پلنگتوش بهادر 193 « 1 » حسب التجويز خان عاليشأن تاجا حسن خان دو كلمه به مقرب الحضرة اسفنديار بيك « 2 » و خواجه محمد رضا سه فصل به قلم آورده بود . فصلى از وقايع آمدن و رفتن بهادران توران به حوالى هرات و فصلى از اخبار رفتن خان عالم به خدمت جهانگير پادشاه و اين مقاله را مير محمد قاسم اسرار [ دار ] مخلص به مراد كه از قندهار آمده بود وثقه بود نقل نموده . و فصلى در باب سيورغال و تيول خود نوشته بود . قضا را محمد رضاى شاطر حسن اين نوشته را با عريضهء خان عاليشأن بهدست مبارك شاه آگاه مىدهد و نواب اشرف اين كتابت را مىفرمايند كه اسفنديار بيك به خدمت اعلى مىخواند . به زبان مبارك به شاطر مىگويند كه به فلانى بگو كه خبر اوزبك را مطابق اخبار حسن خان قلمى نموده بودى صحيح و اخبار هندوستان صحيح بود . آنچه از حال خود نوشته بودى اين صورت دارد كه تو خود ميخواستى به سيورغال اولاد ملك عبد الله بگذرانى و از خود ببرى و به ايشان مسلمدارى . ما خود دانسته به تو داديم . امروز اثر دشمنى ايشان ظاهر شد . خاطرجمع دار كه بهوسيلهء هيچكس محال تيول را به ديگرى نمىدهم و اثر آن سخن بود كه مقربان به ملك معظم رسانيدند
هامش
( 1 ) - يالنگتوش بهادر ( عالمآرا صفحات 884 و 941 و 963 و 978 ) .
( 2 ) - منظور ، اسفنديار بيك اوچىباشى عربكرلو فرزند كمال بيك است كه از مقربان شاه عباس بوده است .