مهمات خود در فراه موجب خسارت كلى بود و معنى تغيير سفر اردوى معلى بر عدم اعتماد دلالت داشت . اين معنى يكبارگى بنياد صبر و طاقت را برهم زد .
شروع اسباب سفر خير اثر مشهد مقدس نمود و نواب را [ 174 ش ] وداع نموده ، متوجه گرديد . چون اتفاق اسفزار افتاد ، والى ممالك خراسان ، امير - الامرائى حسين خان شاملو ، يكى از ملازمان خود [ را ] فرستاده ، مكتوبى بر اظهار آمدن هرات ارسال گردانيده بود . چون ارادهء خاطر آن بود كه كوچ و مردم خود به راه غوريان به مشهد مقدسه بفرستد و خود جريده به هرات رود ، تغيير آن اراده نموده ، با تبع خود به هرات رفت . چندان نيكى و مهربانى از خان بلندمكان نسبت به خود مشاهده كرد كه وصف شمهاى از آن مقدور قلم نيست . تا مدت سه ماه منتظر مىبودم كه شايد ملك يكى از قومان بفرستد و قرارى دهد كه ديگر فقير را تكليف امور دنيوى و بردن يساق نكند . فقير به مشهد مقدسه رفته ، بعد از استيفاى زيارت آن مقام به وطن خود رجعت نمايد . چون اين معنى به فعل نيامد ، خان عاليشأن مهمات بنده را بپايهء سرير خلافت مصير عرض نمود . بعد از چهل روز شاطر رضا ، ملازم نواب كه خاص جهت همين كار رفته بود رقم استمال جهت بنده آورد و به نواب خان رقعهء ديگر نوشته بودند كه اگر رنجش ملك معظم و ملك شاه حسين بواسطهء كموبيش زخارف دنيوى است كه همواره باعث رنجش اخوان و اقارب از يكديگر همين معامله است ، تو بزرگ خراسانى به عنوانى كه رضاى ملك شاه حسين باشد ، اين معامله را صورت ده . و اگر ميل توطن هرات دارد ، بواجبى به استرضاى خاطر او سعى نماى كه ما نيز فكر لايق در باب او بكنيم . و اگر در اين وقت ارادهء خدمت همايون دارد ، او را به عنوان لايق به پايهء سرير همايون فرست . بنده به شادكامى اين مرحمت به قصد زمينبوس آن آستان متوجه شدم و در دار السلطنهء اصفهان به اين عطيه سرافراز گرديدم و مشمول انظار شاهى شدم و به مجلس همايون و خلوتخانهء خاص جا يافتم . در همانروز طرح بازار مينا در نقش جهان كردند و در عرض
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 414
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٤١٤