به جانب جارونك رفتند و ملك نصر الدين و باقى اقوام ترتيب طوى داده ، به سعدترين ساعتى ، آن دو نير اقبال را عقد بسته ، هم قران نمودند و اين نسبت باعث زيادتى اعتماد ملك به جانب ميرزا گرديد و ميرزا نيز زياده از ماضى تكيه بر اخلاص ملك الملوك نموده . بعد از انجام اين مهام ، فكر تسخير قندهار و اخراج رستم ميرزا چون مادهء قندهار از جسم قندهار نموده ، حكيمانه پيش آمدند . ايلچيان چربزبان سخنآفرين ، مثل امير حيدر و امير مقصود قزاقى كه از عقلاى امراى نيمروز بودند ، نزد حمزه بيك فرستادند و به رستم ميرزا نيز نامهء نصيحتآميزى به قلم آوردند كه مظفر حسين ميرزا شما را برادر و به جاى پدر است ، چه لازم بر سر حطام دنيوى كه مردود خاطر اخيار است ، برادر را از خود رنجانيده ، در رفتن زمين داور و سپردن قندهار متفكر باشيد . باوجود [ ى ] كه بر ملازمان روشن است كه مظفر حسين ميرزا در قندهار ده هزار فدوى دارد و اهل سيستان در جانسپارى او منت بر جان دارند و به حمزه بيك نيز اعلان دادند كه ما ميرزا را در باب قدردانى و رعايت حال شما نصيحت نمودهايم ، به مجرد مظنهء كه كرده بودند ، اين قسم بىاحترامى واقع شد . اگر در فكر تلافى نباشيد ، از عقل و مروت دور مينمايد و تعلل در اين امر باعث پشيمانى است .
امير حيدر و امير مقصود و از تركان ، مقصود كوسه كه قديمى سلطان حسين ميرزا بود مكررا رفتوآمد نموده ، چنين مقرر شد كه چون نواب ميرزا به سرحد گرمسير رسد ، رستم ميرزا داخل زمين داور شده باشد . قبل از رفتن كسان و تحقق اين امر ، ملك الملوك در تهيهء اسباب حرم محترم ميرزا بود [ 99 ش ] و محمد بيك خيال غدرى در خاطر داشت . پيش از آنكه اسباب كوچ [ و ] بردن نواب ميرزا مهيا گردد ، راز نهان محمد بيك آشكار شد و ملك الملوك نزد او كس فرستاد كه هنوز سرانجام سفر نواب ميرزائى بواجبى نشده و جاسوسان كه به راه رفتهاند كه خبر وصول رستم ميرزا به زمين داور بياورند ، نيامدهاند و شما را داعيهها كه مقدور حوصلهء شما نيست در ضمير ميگذرد
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص٢٣٠