بود ، با تحف و پيشكش بسيار به اردوى معلى فرستد و جاسوسان مقرر شد كه اگر جمعى به ارادهء حرب به سيستان آيند ، يا آنكه شاهزادهء عالميان عاليمكان امير حمزه ، خود ارادهء آمدن كند ، مسرعان به سيستان آمده ملك را خبر ساخته ، تا به مقتضاى وقت در حفظ و حراست ناموس و مملكت كوشش نمايد .
چون امير محمود و امير حيدر ، از جانب ملك الملوك ، داخل اردوى معلى شدند و به منزل محمد خان تركمان نزول فرموده ملتجى به او شدند ، محمد خان كه همواره مربى ملك بود و در اردوى معلى حمايت ملك مينمود ، همان لحظه ايشان را به خدمت اشرف برده ، به شرف پاىبوسى نواب كامياب مشرف شدند و به خدمت ميرزا نيز رفته ، مهمات و حالات ايشان را عرض نمود . بعد از سه روز احكام استمالت مصحوب مسرعى به سيستان فرستاد و به هردو سه روزى جاسوسى مىآمد و نوشتهء امير محمود و امير حيدر مىرسانيد و باعث مسرت ملك الملوك ميشد . [ 98 ش ] تا اردوى همايون از محاصرهء هرات برخاسته ، امراى عراق شاه سكندر شأن را به عراق بردند . مير محمود و امير حيدر را با خلعت و تاج و اسب و حكم حكومت مصحوب حسن جان بيك تركمان به جانب سيستان مرخص نمودند . جماعت مزبور دوستكام و مقضى - المرام از خدمت شاه ايران و امراى عاليشأن به سيستان معاودت نمودند و چون چندى بر اين بگذشت نواب مظفر حسين ميرزا « 1 » به سيستان آمد .
حكايت آمدن مظفر حسين ميرزا به سيستان
و تبيين اين مقال آنكه همواره حمزهبيك « 2 » از روى استقلال ميرزايان ، قندهار را بهدست گرفته به حكومت زمين داور و قندهار مشغول بود .
چون مظفر حسين ميرزا را داعيهء رشد بههم رسيد ، حمزه بيك كس فرستاد ، رستم ميرزا را به قندهار برده به مسند حكومت نشانيده . مظفر حسين ميرزا در خانهء خود بىخبر خوابيده بود كه رستم ميرزا به ارگ قندهار برآمد و
هامش
( 1 ) - مظفر حسين ميرزا پسر سلطان حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا ( برادر اعيانى شاه طهماسب ) است .
( 2 ) - حمزه بيك ذو القدر مشهور به « كور حمزه » وكيل سلطان حسين ميرزا است ( عالمآرا ص 478 )