بكشت . و از او يك پسر ماند : امير محمد قاسم از دختر مير حسن على و اكنون كلانتر سيستان است . شرح حالش قلمى خواهد شد .
امير محمد
پدر مير حسنعلى ، امير محمد مير على ، در زمان ملك سلطان محمود ، رازدار و محل اعتماد و مقرب بود . پس از فوت او مير حسنعلى بجاى پدر بنشست و امير حسنعلى نيز به قزوين رفته منظور نظر شاهى گشت و ميرزايان و امراى لله ، او را « شهريارى » ميگفتند . اگرچه در ممالك ايران كلانتر را شهريارى گويند ، اما در سيستان مخصوص شاهان سيستان است . و عزت او بسيار است و بود . و در آخر زمان ميرزا بديع الزمان « 1 » ، امير محمودى پسر او را در كنار هيرمند سيستان ، بر سر كشتى تركى تير بزد و بكشت . و اين معنى موجب زيادتى نفرت او از اتراك شد . و سعى بليغ در حكومت ملك الملوك نمود و شرح آن به محل خود بيان خواهد شد .
[ يار محمد و يار على ]
يار محمد و يار على پسران پادار اسكندر ، در هرات صاحب ثروت شدند و املاك بسيار بههم رسانيدند . قريب به هزار كس خويش و قوم هم بودند . چون پادار محمود ، از ملك سلطان محمود استشعار كمتوجهى نمود ، به نيه رفت و از آنجا به اردوى همايون پيوست و مدتها در آنجا بود تا ملك سلطان محمود عزل شد . و زيارت حرمين الشريفين نيز به جاى آورد و از او سه پسر ماند : مير حيدر و مير مقصود « 2 » . و از يار على ، مير حسن نام پسرى ماند . و در زمان حكومت ملك محمود ، مير محمد صالح و مير محمد مؤمن دو پسر مير مقصود و يار محمود ملازم [ 81 ] بودند و مير محمد صالح مقرب - الحضرة بود و « سالكى » تخلص مينمود و جوانى بود 99 در غايب صورت و
هامش
( 1 ) - بديع الزمان ميرزا پسر سوم بهرام ميرزا ، برادر اعيانى شاه طهماسب اول است .
( 2 ) - نام يكى از پسرها ذكر نشده است .