حال اولاد شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق
شاه محمد بن شاه على ، بعد از فوت شاه ابو اسحق عم خود ، بزرگ ملوك بود و همهء بنى اعمام غاشيهء اطاعت او بالطلوع و الرغبة بر دوش داشتند هفت سال بزرگ قوم بود . در ادراك معانى و دقايق نكتهدانى تمام بود و در عظمت جثه به نوعى بود كه هيچ اسب او را نمىكشيد ، چنانچه يك پاى چاقشور او هيژده من ارزن گرفته بود و كمانش هيچكس در آن عصر نمىكشيده و بوتهء كماندارى اكنون در جارونك مهياست كه هيچكس باور نمىدارد كه در آنقدر مسافت تير كار تواند كرد و بر ديوار خشتكارى منزل پدر خود كه در موضع جارونك است [ 77 ] بر روى خشتكارى مشتى زده كه مشت او به ديوار فرورفته و حالا اثر او هويداست و بتاريخ سنهء « 1 » جهان پرغرور و فلك پرزور او را از تخت بر تخته كشيد و ملك حيدر پسرعمش كه به حسب سن اسن بنى اعمام بود قايممقام شد و او بىبى سلطان خاتون ، دختر شاه محمود عم خود ، به حبالهء نكاح آورده بود . از او دو پسر ماند : يكى شاه محمود و ديگرى شاه على . هردو از حليهء عقل عارى بودند و در تلف املاك و عقارات موروثى خود كوشيده ، اكثر املاك خود به ملك غياث الدين و ملك حيدر به بيع درآوردند . و ملك ابو سعيد برادر شاه محمد نيز بعد از برادر به ده سال فوت شد و از او پسرى ماند شاه على بن شاه ابو سعيد و شرح حال او بيان خواهد شد .
ملك غياث الدين و برادران
ملك غياث الدين محمد « 2 » پسر بزرگ شاه محمود است ، به زيور ادراك و عقل كامل و لطف شامل و حسن خلق آراسته و پيراسته بود . با آنكه در دبستان كسب علوم و خط و سواد نكرده بود ، كمال ادراك معانى داشت
هامش
( 1 ) - جاى تاريخ در نسخه سفيد و خالى است .
( 2 ) - در اصل : محمود .