ميراث رسيده بود و غلامان ذىشان قابل نيز ميراث مانده بود و بنابر وجود اين قسم كاركنان رونق مهمات ملكى و مالى ميرزا روزبروز در ترقى و تضاعف بود و علاوهء اين مقدمات اخلاص و اعتقاد [ 74 ش ] ملوك و اكابر سيستان بود كه نسبت به ملازمان نواب ميرزا وقوع يافت و به سروجان مضايقه نداشتند .
ملك حيدر در امور كلى دخل ننمود و بزرگ ملوك بود و ملك غياث الدين محمود پيوسته در شهر مسكن داشت و يك لمحه ميرزا ، ملك غياث الدين را از خود جدا نداشت ، تا آنكه بتاريخ سنهء احدى و سبعين و تسعمايه ، نشان واجب الاذعان شاهى ، در باب يساق هرات و دفع قزاق خان « 1 » شرف ورود يافت و به احضار لشكريان امر شد . در دو روز سه هزار كس از ترك و تاجيك بهم رسيده . ميرزا به آيين بزرگان متوجه به دار السلطنهء هرات شد « 2 » و مقرر چنين بود كه چون به ده فرسخى هرات رسند ، كس فرستاده بر سر وعده به يك بار از اطراف و جوانب هرات درآيند . چون ميرزا در آيين شجاعت و بلندپروازيها اين معنى را نپسنديد كه به ملاحظه نزديك هرات رود ، با فوجى از فدويان جاننثار ، پيش از لشكر يلغار نموده ، از مخصوصان ملك غياث و على بيك دهده همراهى نموده ، هنوز برادران و عم زادهاى جهانگير فرمانروا با معصوم بيك وكيل به سر پل نرسيده بود كه نواب ميرزا با فوج قليل داخل دروازهء فيروزآباد شد . و لشكر او پىدرپى رسيدند و فتح هرات بنام نامى او شد . اكثر شاهزادهها و امرا در باطن افسردهخاطر شدند ، اما ظاهرا كمال بشاشت و شادكامى نمودند و مدت شش ماه آن مجمع در هرات جمع بودند و در عمارات و باغات و فضاى دلگشاى هرات ، شاهزادهها و امراى عاليقدر ، جشنهاى عالى ترتيب داده ، هرروز جشنى آراسته شدى كه زهره آرزوى خنياگرى آن بزم كردى و عطارد را دبيرى آرزو شدى . و سبب برهمزدن هنگامهء قزاق خان آن بود كه چون مدتهاى مديد محمد خان شرف الدين اغلى ،
هامش
( 1 ) - قزاق خان پسر محمد خان شرف الدين اغلى عالمآرا ص 93
( 2 ) - در اصل : ميرزا متوجه بآيين بزرگان بدار السلطنهء هرات شد .