تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١
امير الامرائى خراسان نمود و در زمان دولت او قزاق كه ارشد اولاد او بود ، مدار المهامى بود ، بعد از انقضاى دولت او ، از ديوان اعلى منصب پدر و ايالت خراسان سالها به او متعلق بود . چون اسباب شوكت او از حد اعتدال تجاوز نمود ، بدگويان مجال حرف يافته ، مدتهاى مديد خبرهاى دروغ و راست به عرض اشرف ميرسانيدند ، تا آخر سعى ساعيان كار او را بانجام رسانيد . سى هزار سوار بسردارى شاهزاده‌ها ، سلطان سليمان ميرزا و سلطان ابراهيم ميرزا [ و ] وكالت‌پناه [ 75 ] اعتماد الدوله معصوم بيك صفوى و ديگر امراى عاليشان عراق و خراسان ، بجانب خراسان رخصت داد و هريك از اين جمع به تقريبى در مشهد مقدس و باقى محال مهيا شدند . سر موعد ناگاه بى خبر بدرون قلعهء هرات حاضر شده ، بيكبار قزاق خان از خواب غفلت بيدار گشت و بىجنگ و جدل قلعه به تصرف اولياى دولت قاهره درآمد . پس از آن قضيه ، نواب ميرزا بديع الزمان ، عنان عزيمت بجانب دار الملك سيستان منعطف فرموده ، اهل سيستان را كه بجدايى چند روزهء نواب جهان بانى ، دل از دست و دست از كار رفته بود ، استظهار جديد بهم رسيد و شكارها طرح كردند ، خواه به روى دريا و خواه بسطح صحرا . چند روز نواب ميرزا و امراى ذوى الاقتدار و ملوك عالىتبار و ميران نامدار ، خدمات پسنديده در سدرهء رفيعهء ميرزا بظهور رسانيد ، اظهار شادكامى نمودند و ملك غياث الدين محمد بنابر رنجشى كه از خدام ميرزا داشت ، چند روز پيشتر از موكب عالى داخل سيستان شده ، منزل خود از شهر كه در قرب جوار ميرزا جا داشت بقريهء زيارتگاه كه در آن عصر و زمان در استحكام جزاير و سلاسل محكم‌ترين ديگر مواضع بود ، آورد . با وجود اخلاص و محبت ملك غياث الدين محمد و اشفاق و اعطاف ميرزا ، آن رنجش مدت يك سال امتداد يافت ، چنانچه در آخر منجر به قصد و غدر گرديده بود . باز از آنجا كه خلق عظيم ميرزا بود ، بر زبان آورد كه من خود به حوالى آن جزيره ، قريب به مزار متبرك شيخ رحمت اللّه المشهور به