تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 167

مساهمون:

ص١٦٧
اشعار [ ش ] به اين اكتفا نمود :
از مهر و وفاى توام آن روز چه حاصل * كز جور و جفاى تو نماند اثر از من اى چشم تو از صف مژه قلب شكن * وز ناوك غمزه‌ات بدل صد روزن تا چشم بهم زدى پى كشتن من [ 73 ش ] * صد فتنه بهم رسيد يك چشم زدن
و مولانا قاسمى از مردم خواف است ، اما همواره در سيستان مىبود و به حكومت ميرزا بديع الزمان شعر ميگذرانيد و اين بيت از اوست :
گر به اندازهء حسن است جنون عاشق را * آرزومند تو رسواتر ازين مىبايست
اين ابيات از حاجى مولوى است :
شبى قرار نكردم به منزلى كه ز ناله * هزار خاطر آسوده بيقرار نكردم كام دل از خدنگ تو ديدم ولى چه سود * جان زود رفت و ذوق طپيدن نيافتم
و مولانا عبد المؤمن صلحى نيز شاعر و خوشنويس بود و اين بيت از واردات طبع اوست :
به بيداد تو اى نامهربان از بسكه خوشحالم * نميخواهم كه يك دم فارغ از آزار من باشى
مير حاجى محمد ولايى كه در آخر وكيل و ركن الدولهء ملك شاه محمود شده بود و شرح حالش به محل خود بيان خواهد شد ، او نيز گاهى به خدمت ميرزا شعر ميگذرانيد . اين بيت از اوست :
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 167 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده