شمهاى از آن معامله در محل خود به عرصهء بيان خواهد آمد . و نواب ميرزا در شعر رتبهء عالى داشته و در علم موسيقى قانون اهل نغمه بوده ، تصانيف مرغوبه دارند . اين ابيات از آن حضرت قلمى شد :
آنكه صد عشوه بيك چشم زدن ساز كند * واى اگر ناز بقانون خود آغاز كند
رسيد يار بديعى و ميرسند اغيار * مگوى درد دل خود ، چو بيزمان شده [ است ]
به شادروان خود هرچند خسرو زيب و زينت كرد * پلاس كوهكن در چشم شيرين خوشنماتر شد
و حضرت ميرزا با مردم سيستان به قانون عدالت و عدم تكبر معاش [ مى ] كرد . هركس از عجزهء سيستان را حرفى بود ، بىواسطهء اركان دولت و لله و وزير ، خود عرض نموده به مدت بيست و پنج سال حكومت سيستان بيضهاى ستم از او بهوجود نيامد و به حرف ركيكى غبار خاطر احدى نشد .
ميرزا يار احمد پسر نجم ثانى به امر وزارت او قيام داشت و ميرزا يار احمد در كمال تجمل و عظمت شأن و كياست و فراست بود و امام قلى بيك ولد ندر خان « 1 » مدت يك سال و نيم للهء ميرزا بود . و بعد از امام قلى بيك ، محمد خان تركمان ، به امر للگى قيام و اقدام داشت . و در ايام للگى محمد خان منازعهاى ميانهء او و ميرزا يار احمد واقع شد . چنانچه ميرزا يار احمد گريبان محمد خان را دريده و اويماق تركمان هجوم نموده ، غلامان و اهل كارخانهء ميرزا نيز بر سر ميرزا يار احمد جمع شدند ، نزديك بود كه فتنهء عظيم حادث گردد . آخر اين معنى بهعرض همايون رسيد و سبب شفقت شاهى نسبت به آصف زمان شد و اكثر اهل كارخانهء بهرام ميرزا با اسباب كارخانه بميرزا
هامش
( 1 ) - در اصل : بدر خان . در عالمآرا : امامقلى خان استاجلو ولد ندر خان ص 503 .