آمدوشد مسلوك بود . و راقم حروف خود مشاهده نموده كه ملك غياث الدين به مثابهاى در مقام تواضع ملك اسحق بود كه مردم استبعاد داشتند . در سن ، ميانهء ايشان اندك تفاوتى بود . پنج سال ملك اسحق از ملك غياث الدين بزرگتر بود . از ملك اسحق دو پسر ماند و سه دختر . پسران : ملك على و ملك محمد ، و دختران : بىبى شاهزاده حرم محترم ملك عاقبت محمود ، والدهء ماجدهء جلال الاسلام و المسلمين ، ملك الملوك فى الزمان ، ملك جلال الدين محمود خان .
و ديگرى بىبى مختوم كه بشاه ابو سعيد دادند و نتايج از او بظهور آمد و بيان [ حال ] او در حال شاه ابو سعيد خواهد شد . و ديگر بىبى خانمى كه كپه ابراهيم « 1 » به حبالهء نكاح درآورد و بعد از او حسين بيك اجيك اغلى بخواست و اكنون چند نفر از اولاد او در ميان اميرزادههاى استاجلو هستند و ملك اسحق هشتاد سال عمر يافت . در محل « 2 » هرجومرج تمور خان و فوت شاه جنت بارگاه و ظهور نواب شاه اسمعيل ، مردم سيستان از ملوك و امرا به زبان تضرع و ابتهال بدرگاه آن سلالة الملوك جمع شدند و التماس كردند كه قبول امر حكومت نمايد ، قبول نكرد و گفت به اختيار خود قبول اين امر نميكنم [ 76 ] و هركس مرتكب اين امر شود تابع خواهد بود ، تا مردم از آن حضرت مأيوس شده . بعد از جلوس ملك محمود بسه ماه بتاريخ سنهء ست و ثمانين و تسعمايه وفات يافت . انا للّه و انا اليه راجعون .
ملك يحيى
بعد از تسلط قزلباش در سيستان ، بعضى اوقات در ماهان كرمان بسر بردى و به زمان و هوديان در تصرف او بود و چون به آنجا رفتى زمستان در به زمان و تابستان در سرحد سيستان بسر كردى و دومرتبه به سيستان آمد .
نواب ميرزا كمال اعزاز و احترام بجاى آورد . در نظم اشعار سرآمد روزگار بود و بديههء تندى دارد و در كماندارى و ميرشكارى بسيار سرآمد بود و اكثر
هامش
( 1 ) - للهء سلطان حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا از شاهزادگان صفويه كه امارت سيستان را داشته است .
( 2 ) - در اصل : در هرمحل . محل در اين كتاب به معنى « وقت » و « هنگام » به كار رفته است .