تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 158

مساهمون:

ص١٥٨
جواب ميدادند كه در طريق صوفيگرى خلل بهمرسيد و احسانى كه به سالها كرده بودند نقصان پذيرفت ، هر آينه اشفاق ته‌دلى نيز نقصان پذيرفته كه آثار او ظهور نموده . و همايون پادشاه [ از فرزندان ] سلطان ابو سعيد گوركانست كه حضرت ملك از همشيرهء سلطان ابو سعيد ميرزا بوجود آمده‌اند . ميانهء حضرت پادشاه و ملك الملوك نسبت خويشى و قومى بوده . بنابراين نسبت به جانب هندوستان رفت . حضرت پادشاه شرايط استقبال و اعزاز و احترام بندگان ملك بسيار فرمودند . چنان كه ميانهء ايشان قرار يافت كه پادشاه بنابر رسم و قاعده جهت ملك تعظيم نكند و ملك كورنش پادشاه ميكرده باشند . اما چون برادران كوچك پادشاه ، كامران ميرزا و هندال ميرزا و عسكرى ميرزا بديدن ملك آيند ، ملك نيز جهت بزرگى و كبر سن تعظيم ايشان نكند . و چنانچه ملك پادشاه را كورنش مىكند ، ايشان نيز از روى ادب كورنش ملك مىكرده باشند . و تا ملك [ 70 ] در هند بود ، اين قاعده فيما بين مستمر بود . اما ملك در هندوستان تبرائى در جلو مىداشتند ، چنان كه قاعدهء حكام ايام شاه صاحبقران بود و مقرى ايشان به اعلاى كلمه « حى على خير العمل و على ولى اللّه » در ايام بودن هند قيام داشت ، جهت اين مضايقه نداشتند . اما جته‌هاى ماوراء النهر و اكابر هندوستان ، بغايت از آن عمل و تبرائى آزرده بودند . بعد از چند وقت بعضى از محرمان ملك به‌عرض رسانيدند كه پادشاه و امراى چغتاى از اين معنى خاطرآزرده‌اند . ملك تبرائى را عذرخواسته ، از جلو دور كرد و مقرى به حالت خود بود و پادشاه در اگره مقام داشت و دهلو را ببرادران داده بود و ولايت لاهور را به ملك ارزانى فرموده بود . و او اعظم بلاد هند بود . مدت پنج سال ملك در هندوستان اقامت نموده ، بعد از آن از طرح و طرز هندوستان آشفته‌خاطر شده ، عنان عزيمت بجانب عراق و خراسان منعطف گردانيد . چون به قندهار رسيد بعضى از مردم و ملازمان ، ملك را تكليف سيستان نمودند ، ملك قبول نكرد و بجانب فراه آمد و به منزل مرحوم خواجه
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 158 | شاه حسين بن غياث الدين محمد / منوچهر ستوده