لايق آماده فرمود ، اما خود با او ملاقات نكرد . سام ميرزا به دزه رفته ، مردم آنجا را به خود دعوت نمود ، از آنجا به كرمان رفته ايجاب مسئول او نكردند ، جنگ عظيم شد ، قريب به هزار كس از لشكر ميرزا كشته شد و دو هزار زرهى به قتل رسيد . چون مهم چنين شد ، فسخ عزيمت عراق نموده ، از انديشهء خلاف پشيمان شده به جانب مكران رفت و از آنجا نيز مهمى تمشيت نيافته به جانب قندهار [ رفت ] . و فيما بين ميرزا كامران و سام ميرزا جنگ عظيم شده ، كامران ميرزا مظفر گشت و اغزوار خان در آن جنگ كشته شد .
ميرزا از قندهار به سيستان مراجعت نموده ، از آنجا به جانب عراق و به خدمت نواب [ 69 ش ] اعلى رفت و شرحش انشاء اللّه تعالى در بقيهء حال شاه محمود فراهى گفته خواهد شد . حاصل بنابر خصومت سام ميرزا و مهمانى او ، شاه والاجاه ، از ملك الملوك ملك سلطان محمود منحرف القلب شد . با وجود اين معنى رقم عزل بر صفحهء حال [ او ] نكشيد . اما گفت « بواسطهء هجوم لشكر سمت « 1 » فتور به حال ملك راه يافته ، چنان كه خاقان صاحبقران ، وكيلى جهت ملك تعيين كرده بود ، ما نيز احمد سلطان را وكيل ملك كرديم . از چهارده بلوك سيستان گرمسير و خاش و خشكرود و نيه و بندان « 2 » تعلق به احمد سلطان داشته باشد ، و رسوم وكالت نيز تعلق به او دارد و ده بلوك ديگر سيستان به تيول ملك الملوك مقرر است . و احمد سلطان به نيابت ملك مهم مىپرداخته باشد . ملك الملوك به طريق معهود به فراغت خود مشغول باشند . با اينهمه اسباب رنجش و تحريك مردم ، هنوز آثار بىلطفى ظاهر نشد . چون اين خبر به سمع ملك الملوك رسيد ، پيش از تحقيق اين امر قلعهء ترقون كه مشحون به جمعيت و سرانجام بود و به سالها جمع شده بود گذاشته ، به جانب سرحد رفت و در آنجا توقف نكرده ، به جانب هندوستان شتافتند . هرچند مردم به عرض ميرسانيدند كه از نواب همايون ، نظر به شما كملطفى واقع نشد و از شما تمرد حكم و بىراهى سر نزد ، باعث جلاى وطن چيست ؟ نواب ملك
هامش
( 1 ) - در اصل كلمهاى شبيه « سنت » است .
( 2 ) - گويا نيه و بندان را يك بلوك به حساب مىآوردهاند .