تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
بود آورد [ و ] بجاى پدر بنشاند و امير محمد محمود كه قديمى [ و ] دولتخواه سلسلهء ملوك بود و آبا و اجداد ايشان وكيل بوده‌اند او را نيز از كوچكى تربيت كرده ، مدتها سفره‌چى بود ، بالاخره جميع ميران و ياران و اهل زره و رامرود و سرحد اتفاق كرده در ترقون جمع آمدند و كوچ و مردم خود جمع ساخته از شهر تا [ 65 ش ] سرابان همه خانه‌به‌خانه متصل شد كه ما جمله عزيمت هندوستان ميكنيم اگر بعد از اين تركمان به امر وكالت دخل نمايد . ملك الملوك جهت تسكين آشوب اهل سيستان ، مير پير قلى كه رتبهء دامادى يافته بود و دختر ملك الملوك در خانهء او بود از آن منصب معزول كرد و مقرر نمود كه مواجب و انعام ميداده باشند و الكا جهة ايشان تعيين نمايند « 1 » . مير پير قلى معروض داشت كه از قديم اين مردم صاحب دخل شما بوده‌اند تا ما در اين ملك باشيم ميان شما و ايشان صفاىخاطر نميشود ، مرا رخصت دهد . ملك الكهء گرمسيرات را به ايشان داده ، هزار تومان ديگر نقد بايشان داد كه در گرمسير ساكن باشند . مير پير قلى ملك را وداع نموده متوجه گرمسير شد و امير محمد به امر وكالت مستقل گرديد و هريك از ميران منصب و مرتبه‌اى يافتند و امر وزارت بامير قاسم گاو كه از اقوام مير محمد است مفوض شد و ملك الملوك كار سيستان را به مير محمد گذاشته ، خود در قصبهء ترقون به عيش مشغول گرديد و نقاره به مير محمد شفقت فرمود سالى يك‌مرتبه به قلعهء ترقون مىآمدند و خرج بيوتات و مواجب نوكر و مقررى اقوام ملك را مشخص نموده جمع مهمات يك ساله از كلى به مهر ميرسيد و جزئيات به مهر امير معظم تمشيت مىيافت و اين قاعده تا چند سال مسلوك بود . ملك علاء الدين شاه على كه بزرگ اقوام بود [ به تاريخ سنهء ] ثمان و عشرين و تسعمايه به‌جوار رحمت ايزدى پيوست و بعد از چهار سال ديگر ملك شاه محمود برادر ميانهء او به تاريخ سنهء اثنى و ثلثين و تسعمايه به رحمت حق رفت و اخلال كلى به مهام منسوبان ملوك راه يافت ، اگرچه شاه نظام الدين
هامش
( 1 ) - در اصل : نمايد .