تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
رودخانه مىشود بر گرد آن قلعه محيط است و آن قلعه دوازده جريب است ، طرف مغرب و جنوب كوه است و برفراز او كنگره است و عمارات نيز طرح كرده‌اند و طرف شمال و مشرق دو نيزه بلند كوه است كه مسطح كرده‌اند و دور او را ديوار كرده ، ميان ديوارها به خاك انباشته‌اند كه اگر احيانا توپ بر بلندى نصب كنند و بر قلعه زنند كار نكند و در آن قلعه چاه آب شيرين است بغايت راست مزه و پاياب فروبرده‌اند كه چون آب بر كمر قلعه مىخورد و مىگذرد آب روان برمىدارند . آن قلعه به‌حسب استحكام و خوبى هوا نظير ندارد و بالطبع شادمانى به گل او سرشته‌اند . در بلندى و رفعت به مرتبه‌اى كه پيك نظر را دست مطلب به كنگرهء او نميرسد و طاير اوهام از پرواز برفراز او قاصر است . قلعه‌اى كه نسيم سبك‌خيز در هوايش افتان‌وخيزان برفرازش رسيدى و آفتاب در بلندى و پستى او هراسان آمدوشد نمودى ، مرغ تيزپرواز برفرازش پرريختى و برق از مصاعدهء محاولش پاى دركشيدى .
و هم ازو افتان‌وخيزان رفتى ار رفتى برون * عقل ازو ترسان و لرزان دادى ار دادى نشان
و دور اين قلعهء آسمان آشيان را بدين‌نوع هموار كرده بودند كه استادان سنگ‌تراش را از كنگرهء او به زنبيل‌ها آويختى تا دور او را به مرور تراشيدند و بيست سال در آن قلعه استادان كار كردند . ديگر قلعهء فتح 83 كه در قديم بر زبرتلى قلعه‌اى ساخته بودند و به قلعهء سپاهان مشهور [ بود ] ملك الملوك به مولانا محمدى كدخداى سرابان رجوع كرد و شاه جلال خواهرزادهء خود نيز بران گماشت كه آن قلعه را ساختند [ 64 ش ] پنج جريب ديگر اضافهء قلعهء سپاهان كردند . آن نيز بر زبر پشته‌اى است در كمال رفعت در ميان بلوك سپاهان كه به‌حسب آب‌روان و خوشى بستانها بهترين بلوكات سيستان است و آن چاه و پاياب دارد و خندق عميقى بر دور او محيط شده و آن قلعه بر بلندى بالاى عالىهمتان لاف زدى ، در مساوات و در استحكام چون كف مدخلان قايم بودى .