ميفرمود ، تا نواب اشرف عزيمت عراق مصمم فرموده ، ملك را تا مشهد مقدس همراه برده ، از آنجا با منشور حكومت و نقاره و علم و زين مرصع و كمر و خلعت و ساير الطاف شاهانه به سيستان رخصت انصراف فرمود و ملك الملوك با اقوام و خواص ملازمان به شهر سيستان رسيد و اوق را نيز بهتصرف درآورد و نيه و قلعهگاه 79 و خاش و خشكرود و گرمسيرات كنار هيرمند را به گماشتگان و اقوام رفيعمقام سپرد ، چنانچه سابقا شمهاى مرقوم قلم شكسته رقم گرديد .
هنگامى كه از خدمت اعلى مرخص مىشد ، نواب اعلى بر زبان آوردند ترا لشكر قزلباش مىبايد و مير پير قلى و مير شاه قلى تركمان كه از اقوام جهانشاه بودند به ملك داد . هزار سوار تركمان با ايشان همراه بود .
مير پير قلى به امر وكالت مستقلا شروع نمود و ملك الملوك ده سال در شهر بود ، بالاخره مير تركمان را در شهر گذاشت و قلعه ترقون را 80 آباد ساخته ، دور قلعه قصبهاى ترتيب داد كه بهحسب بازار و آبادى شهر [ ى ] شد كه در آفاق نظير نداشت و ملوك عظام بعضى در ترقون و بعضى در سرابان و شاه على و شاه محمود و شاه ابو اسحق در جارونك كه موضعى است از برزره مسكن داشتند و آن موضع در وسعت زيادهء جميع مواضع سيستان است . بعضى اوقات ملوك عظام به سلام ملك الملوك ميرفتند و ملك نيز سالى يكمرتبه از ترقون به سيستان آمده به اقوام عاليمقام [ 64 ] و امرا و ملازمان مىپرداختند و اوقات بعد از حمد الهى و خيرات و تصدقات به جشن و سرور مصروف ميداشتند . و اگر اقوام رفيعمقام را مهمى بود ، وزارتپناه مولانا عزيز 81 كه قديمى آن سلسله بود به قصبهء ترقون ارسال داشته اين مقالات منقح ميشد ، تا مدتها حال بدين منوال بود و اصلا خللى در امور جمهور نبود و در آن ايام چند قلعه تعمير شد و چند قلعه بنا كردند :
اول قلعهء ترقون كه در ميانهء سرابان و رامرود و برزره و زره واقع است و آب رودخانهء رامرودى 82 كه زراعت حوضدار و كندر و زره و رامرود از آن
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: شاه حسين بن غياث الدين محمد
ص١٤٤