تخطي إلى المحتوى الرئيسي

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
محمود نبوده‌اند ، آغاز جنگ ميكنند و به مرور ملك شاه محمود و شاه على نيز در گذرانيدن مردم بوده‌اند . جنگى واقع مىشود كه منسوخ‌كنندهء جنگ رستم و اسفنديارست . مير سيد احمد پيش آمده نزديك به ملك ميرسد و ميگويد كه نزديك به آن رسيده كه شما بدست مخالف گرفتار شويد ، چه محل جنگ است هرچند من بزعم شما گناه‌كارم اما از غلامان قديمم سخن من بشنويد . اما چون فوجى از لشكر زره كشته و خسته شده بودند ملك به كنار هيرمند آمد ، مردم خود به سلامت گذرانيد و در آخر كه چغتاى غلو ميكنند ، ملك اسب بميان آب انداخته چون بميان هيرمند ميرسند ، ملك از اسب جدا مىشود ، يكى از پسران مير سيد احمد كه در لشكر خصم بود چون ديد كه نزديك به آن رسيده كه ملك سلطان محمود در آب ضايع شود ، اسب در آب انداخته خود را به ملك رسانيده ، اسب خود بملك ميدهد و خود به شناورى بيرون آمد و به مردم خود پيوست و ملك با اقوام و بقيهء لشكر خود به جانب سرحد مراجعت نمود و ديگر چند سال در حوالى به زمان و سرحد مكران معاش نمودند . ملك حسين بن فهلى چند موضع از املاك خود پيشكش ملوك نموده ، اعيان مكران هركس اطاعت نمود جانى به ساحل نجات آورد و هركس خلاف حكم ميكرد مال او در معرض تلف بود . چون ايامى بگذشت سلطان حسين ميرزا ، بديع الزمان ميرزا را طلب فرموده ، يكى از امراى چغتاى از جانب ميرزا بديع در شهر بنشست و مير سيد احمد با دو پسر بزرگ كه سبب قوت اتراك چغتاى بودند فوت شد و باقى اولاد متوسل به ميران برزن و اقوام خود شده ، مير جمال و امير عمر و امير محمود و امير اقبال و امير سراج و باقى امراى سيستان [ 59 ] كس نزد سرخيلان زره فرستاده ، ايشان را ترغيب آمدن ملك محمد كردند و ملك محمد و ملك سلطان محمود و اقوام به سيستان آمد ، اردوى زنگاب را مسكن نمودند و قريب بيست هزار خانه از مردم سيستان در زنگاب جمع شدند و ملك محمد به امر حكومت استقلال يافت و حاكم چغتاى دنبال كار خود گرفت .