دامنگير او شده به جانب مكه به حج رفت و از راه هرموز عزيمت نمود .
پادشاه چون رفتن شاه محمود را از هرات به جانب قائين معلوم كرد ، يكى از اكابر جغتاى كه ضمنا با شاه محمود دوستى داشت با استمالت نامه و چند حكم برين نهج كه هرنوع مطلب شاه محمود است بر اين كاغذ سفيد مهر كرده ، احكام خود بنويسد ، فرستاده خواه مملكت و خواه سيورغال . شاه محمود از اين الطاف خجل شده مطلقا خود را از دخل مملكت و حصهء حكومت گذرانيده ، املاك خود به سيورغال گذرانيد و به حج رفت و سه سال ديگر در مكه توطن نموده به هرات مراجعت نمود . پس از ملاقات شاهرخ رخصت سيستان يافته بقيهء عمر بىنزاع با يكديگر معاش كردند و مراجعت شاه محمود از كعبهء معظمه در شهور سنهء عشرين و ثمانمايه بود .
درين اثنا عارضهاى به مزاج ملك الملوكى طارى گشته ، مرض اشتداد پذيرفته ، و ابتداى مرض در سنهء احدى و عشرين و ثمانمايه بود و در شب شنبهء پانزدهم محرم سنهء اثنى و عشرين و ثمانمايه از جهان گذران به عالم جاودان انتقال نمود . روح پاكش احرام حرم قدوسيان بسته از عالم سفلى به مقام اعلى عروج فرمود . مدت حكومتش شانزده سال و ايام عمرش پنجاه و سه سال بود و اللّه اعلم بالصواب .
نشستن ملك قطب الدين به حكومت به جاى پدر « 1 »
برادران و فرزندان و اقوام ملك و امراى سيستان پس از قواعد و رسوم عزا ، مردم را از سوگ بيرون آورد [ ه ] همگى به حكومت شاه على راضى شدند و شاه على نزد عم بزرگوار خود شاه نجم الدين محمود آمد و عرض نمود كه مدتها در [ 53 ش ] زمان حيات ملك الملوك شما طلب اين امر داشتيد ، امروز كه آن حضرت داعى حق را لبيك اجابت گفته باشد ، چه گنجايش داشته باشد كه با وجود باجود آن عم بزرگوار عاليشان بلندمكان ، مرا ارادهء حكومت در خاطر خطور كند ، مصلحت در آن مينمايد كه پاى بر مسند حكومت
هامش
( 1 ) - اين عنوان اشتباه است و شاه شمس الدين على به جاى ملك قطب الدين به حكومت نشسته است .