اين نوبت استادان معمار و نقاش [ 54 ش ] و سنگتراش با خود آورده بودند و سنگ مرمر بسيار از تبريز به سيستان نقل شده بود ، حمامى ساختند كه در آبگينه خانهء فلك نيلگون چنان عمارتى نبود و ديگر عمارات و بقاع كه تفصيل خواهد يافت پرداخته شد .
چون بانى مبانى تاريخ سيستان تا زمان شاه على در رقم آورده ، تتمهء حالات ملوك عظام « 1 » تا اين تاريخ كه سال هزار و بيست و هفت است انشاء اللّه تعالى و تقدس كه تحرير و ترقيم خواهد يافت .
ذكر حالات شهريار امجد شاه محمود طاب ثراه
چون برخى از حالات شاه معظم محمود عاقبت محمود در طى حالات قطب الملوك و كهف السلاطين ملك قطب الدين محمد اخ اعيانى آن بزرگوار بيان شد و چندى در وقايع سلطنت برادرزادهء عالىرتبهاش ملك السلاطين علاء الدين عليا ايما رفت و ايشان را مدتى بواسطهء برادر بزرگ دست به گردن شاهد مراد دنيوى يعنى سلطنت ظاهرى حمايل شد و عمرى بواسطهء ترك و تجريد زمام مهام اهل ولايت به قبضهء اقتدار برادرزادهء جليل القدر گذاشت مشروحا قلم واسطىنژاد قدم به صفحهء شرح حالش نمىنهد مجددا ايمائى مىشود . در شجاعت و سخاوت منسوخكنندهء رستم و حاتم بود و بسا كارهاى مشكل كه در حروب به سرپنجهء يلى گشوده و در خيرات و مبرات و تصدقات دقيقهاى نامرعى نميگذاشت . گويند چهارده هزار خروار تخم سركار خاصهء او بود كه همگى به مصرف صرف شدى و در عمارت منازل و بقاع نيز شعف تمام داشت چنانچه هنوز اثر مدرسه و عمارت نشيمن و طاق مسجد جامع ظاهر است و قدر طاق كسرى را در نظرها پست مينمايد . و مكرر به حج اسلام رفتهاند و با مشايخ و علما پيوسته همصحبت بودى . از جمله مدرسه محمودآباد كه در زيب و هوا ثانى فردوس است و علما و فضلا در آن مدرسه به تدريس اشتغال داشتند و قريهء شيخلنگ و جارونك شيخلنگ و آتشگاه را كه مجموع چهلبرج گويند
هامش
( 1 ) - در اصل : عظام انشاء الله تعالى تا اين تاريخ .