به وى گفت : « ارباب ، بعد از شام وقتىكه با من فرمايشى نباشد مرخص فرمائيد تا به اتفاق كشيش خود ، مىگسارى كنم » و راجع به نمونهء عادى ايشان هم نظريهء ذيل را اظهار كرد : « ارمنى همدانى زحمتكش و درخور احترام است و اگر هم گاهى بدمستى كند باز دوستان ايرانى با نظر آشنا و همبستگى به او مىنگرند . اصفهانىها ارامنهء جلفا را افرادى از نژاد ديگر مىپندارند و عامل فسق و شر و شراب مىشمارند . عدهاى از ايشان با لباس ساختگى ترك و يا اروپائى و شيشهء عرق در جيب ، ولگرد و بىبندوبارند . زيراكه به حمايت روحانى هيأت انگليسى آنجا متكى هستند و از حقناشناسى به همين حامى خود نيز پروا ندارند .
آنها نه به كشيش خود كه يادشان دادهاند از او متنفر باشند احترام مىگذارند و نه به هيأت مذهبى كه قلبا بد مىدانند ( با آنكه همين هيأت روحانى بىمزد و مجانى فرزندان آنها را تعليم دادهاند ) و همان هيأتى كه كشيش ارامنه بدانها آشكار ناسزا مىگويد . » گمان مىكنم بدبختانه حقيقت دارد كه ارامنهء جلفا براى همنژادهاى خود كه در ساير نقاط آسيا كامياب شدهاند ولى هيچگاه هم محبوب نبودهاند قدر و اعتبارى فراهم نمىسازند .
كليسا
كليساى بزرگ جلفا با عنايت شاه عباس بوسيلهء مهاجران دستورى وى ساخته شده است و چون بعدا در آن تعميراتى نموده و با كاشىهاى جديد مزين ساختهاند ظاهرى آراسته يافته است . در حياط آن برج ناقوس جداگانه است و آن دهليزى آجرى است كه بر چهار ستون سنگى استوار است و نردهاى در اطراف آن هست كه از زير ، ورود به آن ميسر نيست . بر رأس برج زنگ ناقوس ديده مىشود كه با طنابى به كليساى مقابل مربوط است . در گوشهء حياط چند قبر مسيحيان پروتستان و همچنين ارامنه است و در پاساژى كنار كليسا چند غرفه است .
در ورود به بناى اصلى معلوم مىشود كه شكل متوازى الاضلاع دارد و شامل دو قسمت چهارگوش است با محراب نيمدايرهاى در انتهاى بنا . چهارگوش اول شبستان و دومى محل سرودخوانهاى كليسا و آن در زير گنبد است . روكوبى