نفر جمعيت ( فراير در همان موقع 6000 خانوار نوشته بود ) . بيش از دوازده كليسا « 1 » و يك دير و يك كانون راهبهها با سى تن زن بيوه يا دختر زشت و بىريخت و 100 تا 120 كشيش داشت .
ژزوئيتها نيز در آنجا دستگاهى فراهم ساختند ( خرابهء كليساى آنها هنوز ديده مىشود ) آنها به سال 1645 به رهبرى باباريگوردى با نامهاى از جانب پاپ و سلطان فرانسه وارد شدند . تا چندى رفاه آن كوچنشين تام و تمام بود هرچند كه پادشاهان آخرى صفويه كه توجه ديرين اين خاندان را نسبت به ارامنه نداشتند بر ماليات قصبهء جلفا افزودند ، شاه سليمان اولين پادشاهى بود كه به ارامنه آزار رسانيد و به آنها بيش از اندازه ماليات تحميل كرد .
در دورهء شاه سلطان حسين كه پادشاهى متعصب و رياكار بود وضع جلفا به مراتب بدتر شد و به وضع كردن قانون منجر گرديد كه هرگاه مسلمانى يك تن ارمنى را كشته باشد مىبايستى فقط يك پيمانه گندم به بازماندگان مقتول بدهد .
در موقع تهاجم افاغنه و پس از آن اهالى جلفا صدمهء بسيار ديدند ، اما سختترين روزگار آنها دورهء نادر شاه بود ، چون وى به ارامنه نسبتهاى ناروا داد كه موقع محاصرهء اصفهان آنها به افغانها روى كرده بودند . از اينرو مجازاتهاى شديد دربارهء ايشان مقرر داشت و ماليات سنگينى تحميل كرد و از عبادت آنها جلوگيرى نمود و از حقوق اجتماعى محروم ساخت .
پس همين كه خبر مرگ نادر شايع شد ارامنه دستهدسته به گرجستان و هندوستان و بغداد فرار كردند و عدهء آنها به حدى كاهش يافت كه ديگر تجديد وضع سابق ميسر نگرديد . اوليويه در سال 1796 نوشت كه آنها 800 خانوار بودند ، موريه و اوزلى 300 تا 400 خانوار ، مارتين در 1812 - 500 خانوار
هامش
( 1 ) - تأسيس كليساهاى عمدهء آنجا به ترتيب ذيل اتفاق افتاد : كليساى سن ژوزف در سال 1605 ، سن استفن در 1691 سنجان 1695 . در سن جرج ديگر عبادتى معمول نمىشود ، ولى زيارتگاه عدهاى است به مناسبت وجود سنگهائى كه معجزهآساست عبادت در جلو آن كليسا را مايهء بركتى براى بيماران مىشمارند .