جلب توجه مىكند و همچنين چشم و ابروهاى سياه آنها از بالاى پارچهء سفيد كتانى كه چانه و دهان ايشان را مىپوشاند و به قسمت تحتانى بينى تنگ بسته است .
در كمر ، كمربند پهن دارند كه با ورقههاى نقره آرايش يافته است . مثل اين است كه باغدارى در جلفا رونق فراوان دارد ، چون در كوچهها دستهدسته سبزىجات براى فروش عرضه شده بود ، ميوه نيز ارزان و عالى بود .
تاريخ
واضح است كه هم نام « 1 » و هم نخستين سكنهء جلفا هر دو از محلى با همين عنوان بر ساحل ارس در آذربايجان گرفته شده است . شاه عباس در پيروى از سياست كوچ دادن اجبارى خود در سال 1604 چندين هزار خانوادهء ارمنى را از آنجا به پايتخت جديد انتقال و از لحاظ خشنودى نسبى آنها اجازه داد كه كماكان نام اجدادى خود را بهكار برند . اين تدبير او را بعضىها به اين علاقه نسبت دادند كه لشكر عثمانى را از مركز عمده تأمين ما يحتاج خود محروم كرده باشد ، اما گويا بيشتر اين كار ناشى از اعتمادى بود كه شهريار صفوى به رويهء صرفهجوئى و استعداد تجارتى عيسويان داشته تا اتباع وى در اصفهان نمونهء كار و استعداد ارامنه را سرمشق قرار بدهند . شاردن از جلفاى قديم و جديد كه يكى مهاجر - نشين شاه عباس اول و ديگرى شاه عباس دوم بوده ياد كرده ، ولى استنباط من اين است كه جلفاى جديد بيشتر ناظر بر خيابانهاى تازه و عمارات بوده نه تصور شهرى جديد كه من راجع به آن هيچ اثر و شاهدى نيافتهام .
در اثر تشويق سلطانى كه نسبت به آنها امتيازات بسيار قائل شده بود و از قيد بندگى معاف فرموده و حق آزادى عبادت كيش خويش به آنها داده بود و انتصاب يك كلانتر از همنژادهاى خود ايشان و وام بدون بهره بدانها ، جلفا به زودى قصبهاى مرفه و پرجمعيت شد . در موقع مسافرت هربرت به آنجا ( 1627 ) سكنهء آن به 10000 نفر رسيده بود . جلفا در زمان شاردن 3400 خانه و 30000
هامش
( 1 ) - بعضى از نويسندگان ايرانى آن را جولاهيه يعنى محل بافندگان قلمداد كردهاند و به همين نام در مدارك دولتى غالبا ديده مىشود و همچنين مىگويند كه در اصل نيز قبل از اينكه ارامنه به آنجا كوچ كنند همين اسم را داشته است . اما در تاريخ اثر و مدركى در اينباره نيست .