نصيب خواهد گرديد و ثروت سرشارى كه در اثر مزاياى دريائى راه جنوب به خزانههاى پرتغالىها و هلنديها فرومىريخت از طريق شمالى نيز قابل حصول خواهد بود و چون به تنهائى حتى با همكارى دوستان تاجرپيشهء خويش به حد كافى توانا نبود ، بروكمن از دوك هلشتاين در اين كار استمداد نمود كه او هم بىدرنگ به تجارت اظهار علاقه و اقدام كرد و در سال 1637 بروكمن را با چند تن ديگر به ايران فرستاد . ايشان بين راه در مسكو ترتيب زيانبخشى براى جريان تجارت ترانزيت آزاد از طريق روسيه با گراندوك مسكوى تمهيد كردند .
در ورود به ايران به زودى پى بردند كه حقوق گمركى و عوارض ديگر امكانى براى سوديابى ايشان باقى نمىگذارد بنابراين بروكمن لحن كلام خود را عوض و خود را نمايندهاى سياسى قلمداد و اتحادى با ايران بر ضد عثمانى پيشنهاد كرد . ماجراى اين سفارت و سرنوشت تلخ و شيرين كار او را با شرح زيبا و دلنشين منشى او آدام اولئاريوس كه نسبت به بروكمن حس خصومت شديد داشت به رشتهء تحرير كشيد . شاه صفى اول از گفتار و بيان آشفتهء جناب سفير حيران مانده بود و گفتهاند كه وى در اين مأموريت خود چنان شكست يافته بود كه در بازگشت سرش را بر باد داد .
پطر كبير و كمپانى روس
اينك كه جريان قرين توفيق تجارت انگليس را در حدود جنوبى بررسى مىكنم و به اين موضوع در همين فصل خواهم پرداخت پس از گذشت يك قرن به دورهاى مىرسيم كه اقدام تازهاى كه بهيچوجه عارى از موجبات شهامتآميز نبوده است ، ولى افسوس به همان اندازه هم بىحاصل و كمطالع بشمار ميرفته است از ناحيهء كمپانى مشترك روس و انگليس آغاز شد .
اين شركت كه ضمنا مركز كار خود را به سن پطرزبورگ انتقال داده بود درصدد افتاد راه تجارتى مسكو - حاجى ترخان - بحر خزر بشمال ايران را بار ديگر باز كند . در فاصلهء بين اين كار و اقدامات سابق ، روسها سعى كرده بودند كه خود دست در كار تجارت شوند و مركز عملياتى هم در شماخيه تأسيس كردند ، ولى در