بحرى جرأت نمىنمودند و حاضر بودند كه از تجربه و دانائى ديگران بهرهمند شوند .
بعلاوه ايوان مخوف احتياج مبرمى بوسايل و اجناس داشت ، بخصوص لوازم نظامى كه فقط از خارجه امكان وصول آن بود و تجار انگليسى از لندن براى او مىآوردند و در ازاى آن از حقوق و مزايا در خاك روسيه استفاده مىنمودند .
شكست اين فعاليت تجارتى انگليسها را به چند علت نسبت دادهاند :
فقدان آشنائى كافى نخستين افراد انگليسى از وضع و حال سرزمينهائى كه براى تجارت ميرفتند و عدم وقوف به ميزان قدرت رقابت تركها و ارامنه و بازرگانان ونيزى كه بواسطهء استقرار و ممارست طولانى آنها در بازارهاى ايران به آسانى قابل شكست نبودند . طرز ادارهء نادرست ، خطراتى كه در بحرپيمائى درياى خزر وجود داشت ، تا حدى هم اثرات اقليمى ايران و قسمتى هم بواسطهء فقدان امنيت كه لازمهء رفتار عارى از تمدن و آشفتگىهاى آن زمان بود ؛ اما بالاتر از همه راه بس طولانى و دراز سيروسفر دريا و رودخانه و خشكى بوده است كه اجناسى كه به اين ترتيب تا ايران مىرسيده از عهدهء رقابت با جنسى كه از حدود نزديكتر غربى و جنوبى وارد مىكردند برنمىآمده است ، بههرحال تاريخ اقدام دليرانهتر از اين در عالم تجارتى انگلستان سراغ ندارد و سزاست كه نام مديران شجاع اين كمپانى را به همان اندازه پاينده نگاه داشت كه ملاحان نامى كه نامونشان نوينى به اين جزاير برازندهء غربى دادهاند .
اجازهء به سر . انتونى شرلى
مدتها بعد از تاريخى كه بازرگانهاى انگليسى اين راه شمالى ايران را از طريق روسيه و درياى خزر ترك كردند ، پايان همان قرن شاهد اقدام تازهاى شد كه من در اينجا بشرح آن مىپردازم . در سال 1600 سر . انتونى شرلى يك مرد آبرومند انگليسى كه خداوند بخت و اقبال بود در صحنهء ايران عرض اندام كرد . وى بنابر تلقين دوست خود ارل اسكس كه آن موقع نايب السلطنه در ايرلند بود به دو منظور به ايران آمد : يكى شاه را ترغيب كند كه در اتحادى بر ضد عثمانى همكارى نمايد ، ديگر آنكه روابط تجارتى ايران و انگلستان تجديد شود . وى در ونيز با چند تن از تجار ايرانى ملاقات كرد كه از مقصود ثانوى او